حقیقت خیر و شر و نسبیت آن
9حالا انسان خودش چه بلائی به سر خودش میآورد و حرکت نمیکند و میماند، ﴿وَأَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡقِلُونَ﴾،1 آن هم یک مصلحتی است که خود آن انسان میداند و خدا؛ و الاّ اصل قابلیّتِ هر بشری هست و این به عنوان اصل سرشت است و بر همۀ ملائکه هم فضلیّت دارد؛ حالا چرا شما میآیید اعتراض میکنید: این انسان چرا اینطور؟! این «چرا» یعنی چه؟!
وحدت هر موجود لازمۀ وحدت عالم وجود
من انسان را موجود کاملی خلق کردم، مثل پرتقال و لیمو و سیب، مثل درخت گوجه و درخت گلابی، مثل خانۀ بزرگ و خانۀ کوچکتر، مثل الوارِ ده متری و الوارِ هشت متری، ﴿وَلَا يَزَالُونَ مُخۡتَلِفِينَ﴾؛2 و همیشه اصل وجود در عالم، مختلف بوده است و نمیشود یکی باشد، و غلط است یکی باشد! و از اوّل و آخر هر نفس ناطقهای با نفس ناطقۀ دیگر مختلف بوده است، و ما دو ذرّۀ متشابه پیدا نمیکنیم! ولو اینکه الآن این علوم به جایی نرسیده است که بتواند مثلاً با دستگاهها و اینها، این ذرّه را در آثار صددرصد مخالف با ذرّۀ دیگر ببیند، ولی این بِالدِّقَةِ العَقلیّة اثبات شده است که دو ذرّه نمیشود در همۀ جهات یکی باشند؛ ولو اینکه در چشم ما، در چشم مسلّح ما (با تلسکوپ و با میکروسکوپ و...) نتواند اختلاف این ذرّه را با اختلاف آن ذرّه ببیند و همۀ ذرّهها را در زیر میکروسکوپ یکسان مشاهده کند، این ناشی از ضعف دیدار است؛ و الاّ فیالواقع تمام ذرّات با یکدیگر مختلفند. و عالم وجود که خدایش واحد است، موجودات و تجلّیاتش هم واحد است؛ و لازمۀ وحدت این است که هر موجودی یکی باشد. این معنیِ وحدت است!
حالا پس بنابراین، ضرر و شرّ و عنوان بدی و زشتی از کجا پیدا میشود؟ با اینکه تمام عالمِ وجود، صُنع خداست و اینطوری که میبینید همهاش نیکو و همهاش لطیف و همهاش خوب است و خوب اندر خوب است؛ دیگر بد کجا پیدا میشود؟!
- سوره مائده (٥) آیه ١٠٣. ترجمه: «اکثر آنها تعقّل نمیکنند.» (محقق)
- سوره هود (١١) آیه ١١٨. ترجمه: «همیشه مردم مختلف خواهند بود.» (محقق)

