حقیقت خیر و شر و نسبیت آن
12این فریادهای حضرت رسول است که: «کدام بندهای از من فقیرتر است؟!» «أنا أفقَرُ الفُقَراء!» «أنا مسکینٌ جالس المَساکین!»1 یا امیرالمؤمنین علیه السّلام آن سجدهها و آن گریهها که: «من از همۀ موجودات پستترم!» اینها همهاش معنا دارد! یا دعای حضرت سجّاد، یا بقیۀ أئمّه، اینها در همان عالم یک حالی بوده است که در آن حال، هیچ موجودی را نمیتوانستند از خودشان کمتر ببینند؛ نه هیچ انسانی، بلکه هیچ حیوانی، هیچ ذرّهای، هیچ پشهای!
تنزّل به عالم کثرات، منشأ اختلافها و تفاوتها
از آنجا که پایین میآید، روی حساب عالم کثرت و روابط، در اینجا حساب اعتبارات میآید؛ آن آقا أعلم است، آن غیر أعلم؛ این کار أهمّ است، آن مهمّ؛ این نصرانی است، آن مسلمان؛ این نجس است، آن طاهر؛ این چنین است، آن چنان؛ تمام این حرفها برای عالم کثرت است دیگر!
اختلافات، مانع اصلّی وصول به حقیقت وحدت
و تازه اینها برای این است که انسان را به آن معنا برساند، چون «المَجازُ قَنطَرَةُ الحَقیقَةِ؛2 انسان به حقیقت دست نمییابد مگر اینکه از پل مجاز عبور کند.»
امّا در آنجا هیچ این حرفها نیست، در آنجا نجاست سگی نیست؛ نجس برای عالم تکلیف است، آنجا که تکلیف نیست نجاست و طهارت و این حرفها نیست. همۀ موجودات از جهت اصل نزول، عین خدا هستند دیگر؛ میتوانید بگویید خدا نجس است؟! کسی همچنین حرفی میتواند بزند؟! همین سگ از خدا جداست؟! وجودش، اصلش، ذرّاتش، پوستش، همۀ اینها؟! آن مقداری که انسان وجودش و اصلش و ذرّات بدنش به خدا متّصل است و معیّت دارد، آن سگ ندارد؟! معیّت انسان با خدا بیشتر از سگ است؟! این حرف را میشود زد؟! این خلاف است دیگر! پس اگر معیّت خدا با هر موجودی است، بین سگ و انسان تفاوت نمیکند!
آنوقت چرا میگوییم سگ نجس است؟ چرا میگوییم بد؟ برای اینکه برای انسان ضرر دارد، او میکروب دارد، او یک وجودی است که اگر در زندگی انسان باشد انسان را از کمال میاندازد، از راه میاندازد. انسان که گوشت خوک بخورد، فکرش هم مثل خوک میشود،3 دیگر راه عبودیّت را نمیتواند طیّ کند؛ لذا گفتهاند حرام، چون مصلحت نیست، برای تو مصلحت نیست و این کار را نکن! از او اجتناب کن! نه اینکه او فیحدّنفسه با خدا نیست؛ پس خوک را چه کسی خلق کرده است؟! آیا در عالم دوتا خالق داریم؟! یک خالق خوبیها و یک خالق بدیها؟! اگر اینطور باشد که خُب این حرف زرتشتیان است! برای خالق، اهریمن و یزدان قائل بودهاند و دوتا خدا و دو تا اصل! ما یک خدا بیشتر نداریم؛ ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾،4 ﴿فَٱعۡلَمۡ أَنَّهُۥ لَآ إِلَٰهَ إِلَّا ٱللَهُ﴾.5و6
- ترجمه: «من فقیرترین فقراء هستم، من مسکین و بیچارهای هستم که همنشین مسکینان شدهام.» (محقق)
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون این قاعدۀ عرفانی رجوع شود به مفاتیح الإعجاز فی شرح گلشن راز، ص ٤٨٧؛ مقالات شمس تبریزی، دفتر دوم، ص ٥٢.
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون تأثیرات گوشت خوک بر نفس و روان آدمی رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٤٧٨.
- سوره اخلاص (١١٢) آیه ١. الله شناسی، ج ٢، ص ١٨٤:
«بگو که اوست تنها الله که متّصف به صفت احدیّت در ذات است.» - سوره محمّد (٤٧) آیه ١٩. ترجمه: «پس بدان که هیچ معبودی نیست مگر الله!» (محقق)
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون بحث خیر و شرّ رجوع شود به الله شناسی، ج ٣، ص ٩٠ ـ ١٠٨.

