ابعاد ملکی و ملکوتی ازدواج پیامبر اکرم با حضرت خدیجه
7میدهیم؛ درحالتیکه باید بدانیم اگر فردی قدمی برای رسیدن به مطلوب و رسیدن به هدف برمیدارد، باید تأیید بشود.
در خود ما و در میان همین جمع و در میان همین افرادی که در مجالس شرکت میکنند و همینهایی که خود را مطیع و منقاد بهحساب میآورند و همینهایی که خود را متابعتکنندۀ از حق بهحساب میآورند، شخصی را میشناسم که به من میگفت:
وقتیکه من به زنم میگویم که پوشیه بزن و نقاب بینداز، مخالفت میکند و تمام اقوام او نیز مخالفت میکنند؛ درحالیکه اگر من به این شخص بگویم که بدون چادر بیا بیرون، هیچکس از این فامیل مخالفت نمیکند! اگر من به او بگویم که در آن صراطی که اولیای دین حرکت کردند، یک قدم هم حرکت نکن؛ کسی مخالفت نمیکند! اما در مسئلهای که شخص میخواهد یک قدم بهسمت شریعت و واقعیّت بردارد، از همانجا مخالفت آنها شروع میشود!
اینها مسائل جزئی است؛ حضرت خدیجه خیلی خیلی بالاتر از اینها بود، و هیچگاه عنقای فکر ما طاقت رسیدن به آن بارگاه و درگاه را ندارد! ولی صحبت در این است که همان ملاکی که برای حضرت خدیجه و آن وصلت وجود داشت، همان ملاک باید در زندگی ما هم پیاده شود.
روزی من به یکی از این دوستان گفتم: علّت اینکه ما قدری راجع به این امور از خود مطلبی بیان میکنیم و مسئلهای عنوان میکنیم و روی مکتبی پافشاری میکنیم، به این خاطر است که ما به این مکتب رسیدهایم! چه کنیم که ما غیر از اینها را در کتب و روایات نمییابیم؟! بیایند برای ما بیان کنند که مسئله غیر از این است، ما نیز دست برمیداریم! مگر ما سرمان برای این حرفها درد میکند؟! بیایند به ما بگویند: آقا، به این دلیل، این مرام غلط است و این طرز تربیت غلط است و این طرز زندگی غلط است، ما از این مرام دست برمیداریم و مانند بقیۀ مردم راحت میشویم، واللَه راحت میشویم! ولی چه کنیم که به این مطلب رسیدهایم!

