کرامات صادره از وجود مبارک رسول خدا در کودکی
6در روز سوّم حضرت بهدنبال امیرالمؤمنین علیه السّلام فرستادند و فرمودند: «علی کجاست؟» گفتند: یا رسولاللَه، چشمدرد گرفته و در خیمه افتاده است و از ناراحتی چشم خیلی رنج میبرد. حضرت فرمودند: «او را صدا کنید!» وقتیکه امیرالمؤمنین علیه السّلام آمدند، حضرت از آب دهان خود به چشم مبارک مالیدند و چشم امیرالمؤمنین خوب شد.1
این از خصوصیّات پیغمبر است و راجع به باقی ائمّه چنین مطلبی نداریم.
آمدن نصاریٰ پس از تولّد حضرت برای زیارت ایشان
روزی حضرت عبدالمطّلب در مکّه در کنار بیت نشسته بودند و پیغمبر اکرم در همان اطراف و حَوالیٰ2 گردش میکردند، که ناگهان طائفهای از نصاریٰ و از رهبانیّون آنها به مکّه آمدند؛ گویی خبر تولّد پیغمبر اکرم را شنیده بودند و برای تفحّص و زیارت آن حضرت به مکّه مسافرت کرده بودند تا آن حضرت را از نزدیک ببینند. وقتی دیدند که پیغمبر اکرم در کنار حضرت عبدالمطّلب نشسته است خیلی خوشحال شدند و به حضرت عبدالمطّلب گفتند: «این طفل را از گزند یهود مصون و محفوظ بدار و مراقبت کن که دست آنها به این طفل نرسد!»3
ما در قرآن مجید از راهبان نصرانی و بهطورکلّی از نصرانیّون، تعریف و تمجید
- الأمالی، شیخ صدوق، ص 513؛ کشف الغمّة، ج 1، ص 151؛ تفسیر البرهان، ج 1، ص 631.
- امام شناسی، ج 9، ص 191:
«حَولَ و حَولیٰ و حَوالَ، و حَوالیٰ، بهمعنای اطرافِ محیطِ به چیزی است؛ گفته میشود: قَعَدَ حَولَهُ حَولَیهِ و حَوالَهُ و حَوالَیهِ؛ یعنی: در جهات محیط به آن چیز و یا آن کس. و باید دانست استعمال لفظ حَوالِی (به کسر لام) که امروزه در السنه شایع شده است غلط است؛ میگویند: شهر ری در حَوالی طهران است، این غلط است باید بگویند، در حَوالای طهران است. و حَوالِیّ (به کسر لام و تشدید یاء) جمع حَولِیّ است، بهمعنای کرّۀ خر و گوساله و ما شابههما که یک سال از عمرش گذشته باشد.» - قابل ذکر است که الطبقات الکبریٰ، ج 1، ص 118 این واقعه را به مردمی از قبیلۀ بنیمدلج نسبت میدهد که به حضرت عبدالمطّلب گفتند: «ما جای پایی را شبیهتر از جای پای این طفل به جای پای حضرت ابراهیم در مقام ابراهیم نمیشناسیم! پس از این فرزند محافظت کن!» (محقّق)

