کرامات صادره از وجود مبارک رسول خدا در کودکی
5و این از آثار پیغمبر آخرالزّمان است که آب دهانش را به هر چشمی بمالد آن چشم شفا پیدا میکند.»
حضرت عبدالمطّلب در همانجا آب دهان پیغمبر را درآورد و به چشم ایشان مالید، فوراً خوب شد.1
شفای چشمدرد امیرالمؤمنین با آب دهان رسول خدا در جنگ خیبر
بیجهت نبود که در جنگ خیبر، وقتی که لشکر اسلام قلعۀ خیبر را محاصره کرده بود، پیغمبر اکرم در روز اوّل لواء را به ابیبکر دادند و فرمودند: «حمله کن و قلعه را فتح کن!» خب مشخّص است دیگر، ابوبکر هم رفت و خائباً و خاسراً سرجایش برگشت و گفت: «یا رسولاللَه! نمیشود کاری کرد، قلعه بسته است، همۀ نگهبانان و محافظین مترصّد و آماده هستند و هیچ راهی برای فتح قلعه نیست!» حضرت در روز دوّم لواء را به عمر دادند؛ عمر نیز مانند رفیق و مصاحب خود ابوبکر، خائباً و خاسراً مراجعت کرد.
همۀ این کارها روی حساب و برنامه است، همهاش روی اسرار است؛ بهخاطر این است که حضرت میخواهد به مردم بگوید: اینهایی که ادّعای خلافت ما را میکنند همان افراد ناعمالخدّی2 هستند که فقط لایق نشستن در خانه هستند و خودشان مردم را جلو میفرستند و بعد ادعای خلافت میکنند! در جنگ احد همین دو نفر با آن سوّمی (عثمان) سه روز در کوهها فرار کردند و سه روز پس از جنگ به مدینه برگشتند.3
- السیرة الحلبیّة، ج 1، ص 164؛ الدرّ النظیم، ص 61.
- ناعم الخدّ: رفاه طلب و راحت طلب. اشاره است به ابیات ابنأبیالحدید معتزلی در الروضة المختارة، ص 92، در توصیف فرار ابیبکر و عمر در جنگ خیبر و شجاعت و پایمردی حضرت علی علیه السّلام:
أحَضرُهما أم حَضرُ أخرَجَ خاضِبٍ *** و ذانِ هُما أم ناعِمُ الخَدِّ مَخضوب
اسرار ملکوت، ج 1، ص 273: «آیا فرار این دو قوىتر و شدیدتر است یا فرار شتر مرغ نر هنگام دویدن، و یا اینکه مانند زنان نازپرورده و تنآسایند!» (محقّق) - جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به کنز العمّال، ج 10، ص 424؛ المستدرک علی الصحیحین، ج 3، ص 32 و 298؛ منهاج السنّة، ج 8، ص 85؛ التفسیر الکبیر، ج 9، ص 398.

