کرامات صادره از وجود مبارک رسول خدا در کودکی
4به حضرت عبدالمطّلب تسلیم کرد.1 حضرت عبدالمطّلب تمام همّ و غمّ خود را برای تربیت پیغمبر اکرم بهکار بست. در تاریخ داریم که: آن حضرت را از اطفال خود بیشتر دوست داشت و عنایت او به آن حضرت، حتّی از فرزندان خود بیشتر بود.2
شفای چشمدرد پیامبر اکرم با آب دهان خود حضرت
در تمام دوران طفولیّت حضرت، آنچه که از مکارم و معجزات از آن حضرت سر زد، برای کسی پوشیده نبود. در سیرۀ حلبیّه دیدم:
حضرت در سنّ حدود ششسالگی بودند که چند روزی چشمانشان درد گرفت و ناراحتی چشمی پیدا کردند و مینالیدند. حضرت عبدالمطّلب به انواع مداوا آن حضرت را مداوا کرد، ولی مؤثّر نبود. روزی بعضی به حضرت عبدالمطّلب گفتند: بین مکّه و مدینه طبیب راهبی هست و هیچ شخص رَمَد داری که ناراحتی چشم دارد مراجعه نمیکند الاّ اینکه او علاج میکند! بهتر است که فرزندت را پیش آن راهب ببری تا او را علاج کند.
حضرت عبدالمطّلب پیغمبر اکرم را به آن صومعۀ در بین راه میآورد؛ وقتیکه میرسند، همینکه چشم راهب به آن حضرت میافتد، درون صومعه برمیگردد و غسل میکند و لباس تمیز میپوشد، سپس نزد ایشان میآید و در آن حضرت تفحّص و نگاه میکند. آن راهب از حضرت عبدالمطّلب سؤال میکند: «این طفل کیست؟» میگوید: «طفل من است!»
راهب میگوید: «طفل تو نیست! چون ما در کتب خود دیدهایم که پیغمبر آخرالزّمان وقتی متولّد میشود که پدر خود را از دست داده است؛ و تو که ادعای ابوّت این طفل را میکنی نمیتواند صحیح باشد!»
میگوید: «نوۀ من است.»
آن راهب به حضرت عبدالمطّلب میگوید: «شهادت میدهم که این پیغمبر آخرالزّمان است و همان کسی است که من خدا را به او قسم یاد میکنم، و دوای دردِ چشم او در خود اوست؛ آب دهان این طفل دوای چشمدرد اوست
- مناقب آل أبیطالب علیهم السّلام، ج 1، ص 173.
- إعلام الوری، ج 1، ص 61؛ الإصابة، ج 2، ص 128؛ أعیان الشّیعة، ج 1، ص 219.

