کرامات صادره از وجود مبارک رسول خدا در کودکی
3حلیمه در این مدّت، دوبار پیغمبر را به مکّه بازگرداند:
مرتبۀ اوّل: حدود نهماهگی یا دهماهگی از عمر پیغمبر اکرم بود که حضرت را به مکّه آورد و چشمان مادر آن حضرت به دیدار فرزند روشن شد،1 ولی چون مرضی در مکّه آمده بود ـ و ظاهراً وبا آمده بود ـ فوراً آن حضرت را به قبیله بازگرداند.2
مرتبۀ دوّم: هنگامی بود که عدّهای از علما و نصارای حبشه (حبشه همین اتیوپی فعلی است که در قسمت جنوبی آفریقا واقع شده است) به مکّه آمده بودند و هنگامی که چشمشان به پیغمبر اکرم در قبیلۀ بنیسعد افتاد، چون در آن حضرت آثار نبوّت و علاماتی یافتند که در کتب خود مذکور شده بود و در این مواجهه آن علامات را بر آن حضرت منطبق دیدند، درصدد برآمدند که آن حضرت را بربایند و به حبشه ببرند تا این افتخار نصیب آنها شود.3
در تاریخ نیست و یا من تاکنون ندیدم که علمای نصاریٰ، و بهطورکلّی نصرانیون، درصدد ایذاء و اذیّت پیغمبر برآمده باشند؛ بلکه تمام آنچه را که همه از آن حکایت میکنند، پرهیز از یهود و علمای یهود است. عالمان یهودی تمام سعی و همّت خود را بر این قرار داده بودند که به هر وسیلهای که ممکن است پیغمبر اکرم را از بین ببرند؛ لذا حضرت عبدالمطّلب و حضرت ابوطالب، که دو مربّی برای پیغمبر اکرم بودند، به همین جهت لحظهای آن حضرت را از خود دور نمیکردند.
حلیمۀ سعدیّه ـ به روایت أشهر ـ پس از پنج سال پیغمبر اکرم را به مکّه آورد و
- بحار الأنوار، ج 15، ص 347.
- قابل ذکر است که در سیرة ابناسحاق، ج 1، ص ۲۷؛ السّیرة النبویّة، ابنهشام، ج ۱، ص ۱۷۳؛ تاریخ الأمم و الملوک، طبری، ج ۲، ص 159؛ المنتظم فی تاریخ الأمم و الملوک، ابنجوزی، ج ۲، ص 262؛ السیرة الحلبیّة، ج 1، ص 133، بازگشت پیامبر به قبیلۀ حلمیه در اثر وبای مکّه، در سنّ دو سالگی روایت شده است. (محقّق)
- السیرة النبویّة، ابن هشام، ج 1، ص 167.

