کرامات صادره از وجود مبارک رسول خدا در کودکی
13از مَدیَن میگذشت و برای آن حضرت بسیار جالب بود.
دیدار راهب نصرانی با حضرت رسول
نقل میکنند:
به اوّلین دِیری که میرسند، وقتی در آنجا نزول میکنند، راهب نصرانی با کتابی در دست از دِیر بیرون میآید و از آن افراد سؤال میکند: «این پسر، فرزندِ کیست؟» آنها به ابوطالب اشاره میکنند و میگویند: «فرزند این شخص است!»
(در آنموقع مرسوم بود که به عمو هم پدر گفته میشد؛ چون شخصی که از دنیا میرفت، معمولاً سرپرستی اطفال او بر عهدۀ برادر او بود، لذا از این نظر به عمو نیز پدر گفته میشد.)
آن راهب میگوید: «نمیبایست فرزند این شخص باشد! ما در کتب خود داریم که: این طفل هنگامی به دنیا میآید که پدر خود را از دست داده است! و آثار نبوّت منحصراً فقط در این طفل نمایان است.»
حضرت ابوطالب میفرماید: «بله، این شخص پدر خود را از دست داده و من سرپرستی او را بر عهده دارم.»
آن راهب بر حفظ و نگهداری و دوری آن حضرت از یهود خیلی تأکید و توصیه میکند.1
ملاقات راهب نصرانی در بُصریٰ با رسول خدا
نقل میکنند:
از آنجا حرکت میکنند تا به بُصریٰ میرسند. راهب معروفی در بصریٰ زندگی میکرد که اُسقف و رئیس رهبانان آن زمان بود، زیرا این دِیر اختصاص به راهبی داشت که باید از تمامی رُهبانها و رؤسای نصرانی تقدّم داشته باشد. علومی که به این راهب میرسید، از بقیۀ آن علوم مقدّم بود و مطالبی که به او میرسید مطالبی بود که از اوصیاء حضرت عیسی علیٰ نبیّنا و آله و علیه السّلام به دست آنها میرسید.
وقتی کاروان شام حرکت میکند و به نزدیکی آن دیر میرسد، هنگامی که حرارت آفتاب شدّت پیدا میکند، ابری پیدا میشود و بر سر آن حضرت
- دلائل النبوّة، بیهقی، ج 1، ص 89.

