اقتدا به سنت رسول خدا صلی اللَه علیه و آله و سلم
27سپس با خود میگوید:
حق دارد جواب ندهد درحالتیکه بین سر و بین بدن او جدایی و افتراق افتاده است و سر او و اصحاب و یارانش را بر سر نیزه از این شهر به آن شهر و از این وادی به آن وادی حرکت میدهند!
سپس میگوید:
شهادت میدهم که تو فرزند رسول خدایی! شهادت میدهم که فرزند امیرالمؤمنینی! شهادت میدهم که فرزند فاطمۀ زهرائی! شهادت میدهم که در دامان صدق و تقوا پرورش یافتی و از مشرب تقوا و عصمت و طهارت سیراب شدی!
آنگاه رو میکند به قبور شهدا و خطاب به آنها میکند:
السّلامُ عَلَیکُم أیّتُها الأرواحُ الّتی حَلَّت بِفِناءِ الحُسَینِ و أناخَت بِرَحلِهِ! و أشهَدُ أنَّکُم أقَمتُمُ الصّلاةَ و آتَیتُمُ الزّکاةَ و أمَرتُم بِالمَعروفِ و نَهَیتُم عَنِ المُنکَرِ و جاهَدتُمُ المُلحِدینَ و عَبَدتُمُ اللَه حَتّیٰ أتاکُمُ الیَقینُ!
«سلام بر شما باد ای نفوس و ای ارواحی که در حوالی قبر أبیعبداللَه منزل و مأویٰ گرفتهاید! شهادت میدهم که شما بودید که نماز را بپا داشتید و زکات را اقامه کردید و با ملحدین پیکار نمودید تا اینکه خداوند بهواسطۀ عبادت و اخلاص و عمل شما، به شما مراتب یقین را عنایت فرمود!»
آنگاه میگوید:
قسم به خدا، من با شما شریکم و در این راهی که رفتید، من نیز شرکت دارم! من با شما بودم و با شما هستم و با شما قطع منزل میکنم!
عطیّه میگوید:
کِی میتوانی مانند آنها باشی و این چه ادّعایی است که میکنی، درحالیکه بین آنها و بین سرهایشان جدایی افتاده است؟! تو که نه راهی طی کردی و نه مصیبتی کشیدی!
جابر میگوید:
قسم به خدا، از رسول خدا شنیدم که فرمود: «هر کسی به عمل قومی راضی

