اقتدا به سنت رسول خدا صلی اللَه علیه و آله و سلم
24بودیم، دیگر ما را مرخّص کن که در اینجا (مدینه) بمانیم!
آن امیر وقتیکه این مطلب را میشنود نیّت میکند که یک سال در مدینه بماند بلکه توفیق زیارت آن حضرت برای وی پیدا شود.
پس از یک سال وقتی که میخواهد از مدینه حرکت کند، نامهای مینویسد و آن نامه را در دست آن عالمی که او را نصیحت کرده بود میسپارد و میگوید: «این نامه را به دست این پیغمبر برسان و سلام مرا به ایشان برسانید و بگویید که من مسلمان شدهام!» و در آن نامه خطاب به پیغمبر اکرم مینویسد که من اسلام آوردهام، و در آن نامه از آن حضرت تقاضای شفاعت میکند.
هزار سال از این قضیّه میگذرد؛ هزار سالِ بعد، که پیغمبر اکرم متولّد میشوند و به رسالت میرسند، هنگام هجرت به مدینه در یکی از روزها این علمایی که نامۀ تبّع نزد آنها بود، نامه را به شخصی به نام ابنأبیلیلی میدهند و میگویند: «این نامه را به دست پیغمبر برسان!» پیغمبر خارج از مدینه بودند. وقتیکه ابنأبیلیلی خدمت پیامبر میرسد پیغمبر به ابنأبیلیلی رو میکنند و میگویند: «نامۀ تبّع را که برای من آوردی، به من تسلیم کن!»
نامه را باز میکنند و خدمت امیرالمؤمنین علیه السّلام میدهند، امیرالمؤمنین نامه را میخواند و حضرت اسلام او را قبول میکنند و سه بار میفرمایند:
«مرحبا به برادرم که شخص صالحی بود!»1
یقینی بودن ولادت پیامبر اکرم نزد علمای یهود و نصاریٰ
هزار سال قبل، این شخصِ موفّق و توفیقیافته ظهور آن حضرت را بشارت میداد و علمای گذشته برای ظهور آن حضرت، علم یقینی و وجدانی داشتند و ظهور آن حضرت و رسالت آن حضرت را میدانستند، و در کتب عهدین: حضرت عیسی و حضرت موسی علیهما السّلام در جاهای عدیده و در موارد مختلفی به ظهور آن حضرت بشارت داده است.2
- مناقب آل أبیطالب علیهم السّلام، ج 1، ص 15 و 16، با قدری اختلاف.
- رجوع شود به بشارات عهدین.

