کیفیت نزول اسماء الهی در موجودات
9هرچه ما در این عالم از نزول اسماء و صفات مشاهده میکنیم، برحسب حکمت بالغۀ پروردگار است که در این ظروف قرار میدهد؛ خود او میدهد و خود او میگیرد؛ تقدیر و اندازه بهدست اوست. هم اصل فیض بهدست پروردگار است و هم تقدیرش بهدست پروردگار است.[ این مطلب] دوم.
سوم اینکه: آنچه از این صفات الهیۀ در این عالم نزول پیدا میکند لازمۀ نزولِ در این عالَم آمیخته شدن و خلط شدن و مزج شدن با شوائب و لوازم این عالَمِ کثرت و آمیخته شدن با نفس، آمیخته شدن با شخصیات و شئونات دنیاست؛ لذا آن حقیقت، به خلوص و به حقیقت صِرف و بسیط خودش در این عالم نزول ندارد یا اگر دارد خیلی کم است. همینکه در این عالم میآید، با هواها نفسانی آمیخته میشود و با شوائب نفسانی آمیخته میشود و با خصوصیّات آمیخته میشود. حالا خصوصیاتش را خدمتتان عرض میکنم که چگونه آمیخته میشود. این مطلب سوم
مطلب چهارم اینکه: آن حقیقتی که از آن عالَم بهواسطۀ اسماء و صفات نزول میکند، حقیقت و اصلِ تحقق شیء در عالم امکان است. آن همان چیزی است که مفید است و اصالت دارد و همان چیزی است که حقیقت و ارزش و اعتبار دارد؛ بقیّۀ مسائل و چیزهایی که آن را میپوشاند و با آن خلط و مزج میشود، آنها ﴿فَيَذۡهَبُ جُفَآءٗ﴾ است و از بین میرود.
موقعی که جناب عزرائیل علیه السّلام در اینجا نزولِ اجلال میفرمایند، دیگر نه ریاستی باقی میماند و نه شئوناتی! دائماً [محتضر] صدا میزند: «من فلانُ الدّوله هستم؛ دائماً صدا میزند: من چنین شخصی هستم؛ دائماً صدا میزند: من پادشاهِ نیمی از کرۀ ارض هستم.» عزرائیل میگوید: « این حرفهایی که میزدی، تا وقتی [دارای فایده] بود که بنده تشریف نیاورده بودم! از اینجا به بعد دیگر سر و کارت با بنده است!» تمام شد رفت پی کارش! دائماً میگوید: «آقا! من اینهمه علم یاد گرفتهام که خودم را مطرح کنم، خودم را نشان بدهم، خصوصیّاتِ خلأ نفسانیام را با این علم خودم [جبران کنم].» [عزرائیل] میگوید: «این علومی که یاد گرفتهای، هیچ کدام به درد نمیخورد! وقتی که من اینجا آمدهام، دیگر نه از علم تو خبری هست و نه از ریاسات و پول و منال و جاه و مقام تو! حالا تشریف بیاور و ببین برای آنطرف چهکار کردهای!»

