اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت نزول اسماء الهی در موجودات

ظرفیت متفاوت موجودات نسبت به نزول اسماء الهی

14391

کیفیت نزول اسماء الهی در موجودات

17
  • حالا صحبت ما در این است: ما این ابا الفضل العباس را به‌خاطر شجاعتش نه‌خیر قبول نداریم، برای چه قبول داریم؟ چرا صدای ابالفضل و نام ابوالفضل تا قیامِ قیامت زنده است؟نه بخاطر شجاعت، به‌خاطر این است که (یک روز عرض کردم) خودش را فانی و مُندَکّ در سیدالشهدا کرده است. می‌رود در شریعۀ فرات با آن وضع و با آن عطش که واقعاً عطش عجیب است و با آنکه تمام سلول‌های وجودش فریادِ «العطش!» می‌زند، دارد آنجا می‌رود ؛ «فَذَکَرَ عَطَشَ الحُسَین؛ یاد تشنگی امام حسین می‌افتد» و برمی‌گردد.1 این است قضیه، مسئله از این قرار است. ما ابا الفضل را به‌خاطر این قبول داریم.

  • دو دلیل بر حرمت تشبیه دیگران با امام حسین علیه‌السلام

  • امام حسین علیه السّلام یک حقیقت همیشه زنده در تاریخ است؛ چون امام است. تشبیه شخص دیگری به امام حسین علیه السّلام به دو دلیل حرام است فعلاً:

  • دلیل اول: این [تشبیه کردن] دروغ است. مثلاً شما شخص و طفل مکتبی را که هنوز الفبا بلد نیست، به علامۀ بحرالعلوم تشبیه کنید و بگویید: «او مثل علامۀ بحرالعلوم است.» روشن است که این دروغ و حرام است؛ بله! ممکن است ما تشبیه کنیم یک مجتهد زمان خود را و بگوییم: «فلان مجتهد، شیخ طوسی زمان ماست» اشکال ندارد؛ یعنی مرتبۀ علم این با مرتبۀ علم او مساوی است و شیخ شیخ طوسی زمان ماست، علامه حلّی زمان ماست، ابن‌سینای زمان ماست چه اشکال دارد؟! اینها اشکال ندارد! رستم دستان زمان ماست، پوریای ولی زمان ماست چه اشکال دارد؟ یعنی از نقطه نظر قدرت، از نقطه نظر علم و مراتب کمالی مثل او می‌ماند؛ ولی حسینِ زمان هم داریم؟! یعنی افراد دیگر مانند سیدالشهدا هستند؟!

  • امام باقر علیه السّلام می‌فرماید: «لایُقاسُ بِنا أحَدٌ؛2هیچ‌کس نمی‌تواند کسی را به ما قیاس کند.»

  • دلیل دوم: ما به‌واسطۀ تشبیه به امام، شخص را بالا نبرده‌ایم [بلکه] مقام امام را پایین آورده‌ایم! هر شخصی در همان رتبه‌ای که دارد، هست. و ما باید در انتخاب القاب و صفت‌ها خیلی دقت کنیم و جاهلانه مطلبی را نگوییم که خدای‌ناکرده برای ما مسئولیت به وجود می‌آورد.

    1. رجوع شود به ینابیع‌المودة، ج 3، ص 67؛ بحارالأنوار، ج 45، ص 41.
    2. عیون‌المعجزات، ص 82؛ نوادرالمعجزات، ص 267.