کیفیت نزول اسماء الهی در موجودات
15رفتم به درِ پیرِ خرابات، تو بودی *** رفتم به درِ شیخِ مناجات، تو بودی عالَم همه دیدم که به جز اسم و صفت نیست *** نیکو نگرستم همه را ذات،تو بودی گیتی همه را در عدمِ صِرف بدیدم *** نفی همه را صورتِ اثبات، تو بودی ذرات جهان را ز عدمها بهسوی خویش *** آوردی و اندر همه ذرات، تو بودی1 کیفیت نزول اسماء در امام و تفاوتش با دیگران
بنابراین ما در این عالَم، شخصی که این حقایق را با عالم کثرت خلط و مزج نکرده باشد پیدا نمیکنیم، مگر امام علیه السّلام و آن ولیّای که به مقام ذات و عصمت رسیده باشد.
﴿ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ وَلَمۡ يَلۡبِسُوٓاْ إِيمٰنَهُم بِظُلۡمٍ أُوْلَـٰٓئِكَ لَهُمُ ٱلۡأَمۡنُ﴾؛2 آن کسانی که ایمان آوردند و ایمانشان را با ظلم آمیخته نکردند و ایمانشان را به ظلم نپوشاندند و خلط نکردند، آن حقیقت و حقایقی که از این عالم به دست آوردهاند با ظلم مزج و خلط نکردند، مقام امن برای اینهاست.
پیغمبر اکرم به امیرالمؤمنین علیه السّلام میفرماید: «یا علی! هیچ آیهای در قرآن دربارۀ مؤمنین و اوصاف حسنۀ آنها نیست الاّ اینکه تو یا علی در رأسِ آن آیه هستی.»3 [مراد،] امیرالمؤمنین و ائمۀ دیگر است نه خصوص امیرالمؤمنین؛ [یعنی] در رأس آن آیه فقط امام است.4
تمام افراد برحسب ورودشان در این عالَم کثرت و بر اساس دوریشان از مقام قُرب پروردگار بر حسب اختلاف مراتبشان، آن حقایق را با شوائب نفسانی آمیخته کردهاند، غیر از امام علیه السّلام! در این عالَم فقط و فقط امام علیه السّلام است که حقایقی که از آن عالَم بر وجودش آمده، به همان منوال دستنخورده باقی گذاشته است، به همان کیفیت! اگر امام علیه السّلام علم دارد، علم او بینهایت و بهنحوِ اطلاق است. ما این [چنین شخصی] را امام میدانیم!
از تمام آنچه در عالَم است ما بهاندازۀ یک سر سوزن [علم داریم و این مطلب را] از پیش خودمان نمیگوییم [بلکه] خدا میگوید: ﴿وَمَآ أُوتِيتُم مِّنَ ٱلۡعِلۡمِ إِلَّا قَلِيلٗا﴾؛5 خدا بهاندازۀ یک سر سوزن، یک سانت و یک وجب از آن علمِ بینهایت به ما داده است؛ تازه آن را هم از خودمان میدانیم!
- دیوان میرزا حبیب خراسانی، ص 206.
- سورۀ انعام (6) آیۀ 82.
- مناقب آل ابیطالب علیهم السّلام، ج 3، ص 52:
«عن النَّبیِّ صلّی الله علَیه و آله و سلّم أنَّهُ قال: ما أنزَلَ اللهُ تَعالَی آیَةً فی القُرآنِ فیها ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ﴾ إلّا و عَلیٌّ أمیرُها و شَریفُها. و فی رِوایَةِ حُذَیفَةَ: إلّا کانَ لِعَلیِّ بنِ أبی طالِبٍ لُبُّها و لُبابُها. و فی رِوایاتٍ: إلّا عَلیٌّ رَأسُها و أمیرُها. و فی رِوایَةِ یوسُفَ بنِ موسَی القَطّانِ و وَکیعِ بنِ الجَرّاحِ: أمیرُها و شَریفُها لِأنَّهُ أوَّلُ المُؤمِنینَ إیمانا.» - مناقب آل ابیطالب علیهم السّلام، ج 3، ص 53:
«وَ فی صَحیفَةِ الرِّضا علیه السّلام: لَیسَ فی القُرآنِ ﴿يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ﴾ إلّا فی حَقِّنا و لا فی التَّوراةِ یا أیُّها النّاسُ إلّا فینا.» - سورۀ اسراء (17) آیۀ 85. معادشناسی، ج 3، ص 8:
«به شما از مراتب و درجات علم داده نشده است مگر مقدار اندکی!»

