اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت نزول اسماء الهی در موجودات

ظرفیت متفاوت موجودات نسبت به نزول اسماء الهی

14391
نسخه عربی

کیفیت نزول اسماء الهی در موجودات

10
  • تمام اینها تا وقتی است که آن جناب تشریف نیاورده! و خواهی‌نخواهی او خواهد آمد. گفت: «این شتری است که درِ هر خانه‌ای می‌نشیند.» پس ما [باید] بفهمیم چه‌کار می‌کنیم! خودمان را گول نزنیم! اگر عمرمان بیست سال است، فرضاً چهل سال دیگر هم عمر بکنیم [یا] عمرمان چهل سال است، بیست سال دیگر هم عمر بکنیم؛ بالأخره دیر یا زود [از دنیا می‌رویم]. گفت: «وقتی موی انسان دیگر دارد سفید می‌شود، سفیدی هر مو، یک پیکِ جناب حضرت حق جَلَّ و علاست که می‌گوید: ”دیگر بار را ببند که این دنیا دیگر برای تو به سر آمد.“»1

  • اسامی ما همه در حال کارند؛ ما فقط [اسم] محیی که نداریم [بلکه اسم] ممیت هم داریم! ما باید در این دنیا کار کنیم. نظام عالم باید بگردد؛ نمی‌شود کار ملائکه تعطیل بماند.

  • داستان مرحوم انصاری و نزول اسم مُمیت

  • یکی از شاگردان مرحوم آقای انصاری به نام مرحوم حاج محمّدحسن بیاتی رحمة الله علیه می‌فرمودند:

  • یک روز من با مرحوم آقای انصاری از بیرونِ همدان وارد شهر می‌شدیم. کنار جویِ آب حرکت می‌کردیم. در این موقع مرحوم آقای انصاری به من اشاره کردند و فرمودند: «این علفی را که می‌بینی کنار آب درآمده و حیوانات می‌خورند و انسان اصلاً توجهی [به آن] ندارد (مشخص هم نبود اسمش چیست)، همین علف در این دنیا دوای هفتاد مرض غیر قابل علاج است! (او ولیّ خداست و اطلاع دارد، ما اطلاع نداریم.) منتها خدا برای اینکه کارش تعطیل نماند، این را برای مردم کشف نمی‌کند.»2

  • بالأخره خدا در این دنیا اسباب و وسایلی دارد و تمام آنچه در این عالم دارد انجام می‌شود، اسباب و وسایل پروردگار است؛ یکی از آن اسباب و وسایل پروردگار برای اِماته، همین پزشکان ما هستند که به جان مردم می‌افتند و دارند کار عزرائیل را انجام می‌دهند!

  • به یک نقاش گفتند: «چرا آمدی دکتر شدی و شغلت را عوض کردی؟» گفت: «آنجا هر غلطی می‌کردیم، روی در و دیوار مشخص بود؛ اما حالا هرکسی را می‌کُشیم کسی نمی‌فهمد!»

    1. تصنیف غرر الحکم، ص 160:
      «المَشیبُ رَسولُ المَوتِ؛ الشَّیبُ آخِرُ [أخو] مَواعیدِ الفَناءِ...؛ کَفیٰ بِالشَّیبِ نَذیرًا؛ کَفیٰ بِالشَّیبِ ناعیًا.»
    2. رجوع شود به عنوان بصری، ج 3، ص 89.