اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

روح و ادراک داشتن اجرامِ سماوی

جریان شق القمر توسط پیامبر اکرم

16579
نسخه عربی

روح و ادراک داشتن اجرامِ سماوی

9
  • آنجا که می‌رسند، حبیب بلند می‌شود و عزّت و احترام به ‌جا می‌آورد و افراد می‌نشینند. شروع می‌کند از حضرت ابوطالب سؤال کردن:

  • این چه مسئله‌ای است که اتفاق افتاده؟! شما می‌دانید که این قبایل، بنی‌هاشم را خیلی محترم و معزّز می‌دارند و همیشه مورد احترام این قبایل است و این را هم بدانید که اگر شخصی به آلهۀ شما جسارت کند، قطعاً این قبایل او را از بین می‌برند، و به‌واسطۀ شوکت و احترامِ شماست که متعرِّض این غلام نمی‌شوند و اگر این غلام ادّعای پیغمبری می‌کند، باید حجّت اقامه کند و دلیلی بیاورد تا از او پذیرفته شود و الاّ باید دست از این کارها بردارد.

  • حضرت ابوطالب هم در جواب می‌فرماید:

  • او که از اول می‌گفت: «من دلیل و حجت دارم؛ او از اول می‌گفت: من پیامبر هستم و هر ‌چیزی را با دلیل و با حجت اقامه می‌کنم!..... بیِّنه و برهان اقامه می‌کنم!»

  • تو از اینها بپرس: «آیا تا‌به‌حال دروغی را از این جوان شنیده‌اید؟!»

  • آنها گفتند: «نه، ما نشنیده‌ایم!»

  • [ابوطالب] فرمود: «بنابراین انسان باید جای این را و احتمال این را قرار بدهد که شاید راست می‌گوید و شاید این کلام او خالی از حقیقت نباشد.»

  • بعد حضرت ابوطالب یکی از افراد حبیب بن مالک را سراغ پیغمبر ‌اکرم می‌فرستد و می‌گوید: «به منزل خدیجه برو. آهسته در بزن و سلام من را به برادرزاده‌ام برسان و بگو: اَعمام تو در خیمۀ حبیب بن مالک اجتماع کرده‌اند؛ برای اقامۀ دلیل و حُجج در آنجا حاضر شوید!»

  • آن شخص وقتی درب خانۀ حضرت خدیجه را می‌زند و پیغمبر را می‌بیند، بی‌اختیار از اسب پایین می‌آید و دست آن حضرت را می‌بوسد و پیغام حضرت ابوطالب را به آن حضرت می‌رساند. در آنجا حضرت خدیجه نگران بود و گریه می‌کرد. حضرت فرمودند: «نگران نباش! به‌زودی معجزه‌ای از من سرمی‌زند که تمام بنی‌هاشم بر سایر قبایل افتخار می‌کنند!» او را دلداری می‌دهند و بیرون می‌آیند و حرکت می‌کنند.