دنیاپرستی و تقابل جنود عقل و جنود شیطان
14نمونۀ دیگری از احکام الهی برای سوق فرد به حقیقت و تقابل جنود عقل وشیطان در آن
راجع به جهاد آیه میآید:
﴿وَلَنَبۡلُوَنَّكُمۡ حَتَّىٰ نَعۡلَمَ ٱلۡمُجَٰهِدِينَ مِنكُمۡ وَٱلصَّٰبِرِينَ وَنَبۡلُوَاْ أَخۡبَارَكُمۡ﴾؛1
«ما شما را امتحان میکنیم و در بوتۀ آزمایش قرار میدهیم تا بدانیم مجاهدین شما و آن کسانی که صبر میکنند و در ابتلائات پابرجا هستند، چه کسانی هستند.»
از اینطرف یکمرتبه جنود ابلیس صفآرایی میکند: «میخواهی بروی، خودت را از دست میدهی و میمیری! در این جنگ تیر و شمشیر است! در این جنگ خون و خونریزی است! مگر از جانت سیر شدهای؟! تو باید در این دنیا بمانی! جنگ و خونریزی یعنی چه؟! زن و بچهات را دیگر که نان بدهد؟! اینها همه بیسرپرست میمانند و یتیم میشوند و عاقبتشان معلوم نیست!» مسائلی که مربوط به این دنیاست یکیک در مقابل انسان جلوه میکند و آن واقعیت را عوض میکند و مسائل دنیا را توجیه میکند.
از آنطرف، جنود رحمان در مقابل انسان قرار میگیرند: «مگر قرار نیست تو از این دنیا بروی؟! چه در رختخواب و بهطور فُجأةً2 و با سکته از دنیا بروی یا در راه خدا و با شمشیر باشد؛ هر دو فرقی نمیکند! چه اینکه شب بخوابی و صبح از خواب برنخیزی، یا در راه خدا با یک ضربۀ شمشیر سرت را از بدنت جدا کنند؛ چه فرقی میکند؟! آن فقط دو دقیقه دیرتر از این است و فرقی نمیکند. چه فرقی میکند انسان [چگونه] از این دنیا برود؟! چقدر امید داری که بیست سال دیگر زنده باشی؟!» این عقل است و جنود رحمان است. سنین ما در این زمان برحسب عادی، بین شصت تا هفتاد سال که بیشتر نیست؛ ما بیستسی سال دیگر که بیشتر زنده نیستیم! چه فرقی میکند؟! بالأخره آن بیست سال هم روی مسائل گذشته میگذرد و تمام میشود. بالأخره این زمان میگردد، بخواهیم یا نخواهیم ما را به جلو میبرد. در اینجا عقل برای انسان واقعیت را جلوه میدهد: «این بیست سال را ندیده بگیر و به ابدیت بپیوند؛ عمر ابد پیدا میکنی! اگر قرار بر رفتن است، انسان به این کیفیت برود؛ چرا به آن کیفیت برود؟!» اینها جنود عقل است تا اینکه کدامیک بر دیگری غلبه پیدا کند.
- سورۀ محمد (47) آیۀ 31.
- یکباره؛ ناگهانی. (محقق)

