کیفیت به فعلیّت رساندن استعدادات ملکوتی انسان
13باید نفس را نگه داشت! پس محیط باید محیطی باشد که در آن معصیت نباشد، محیط سالمی باشد و معصیتگاه نباشد، سیر و روش افراد سیر صحیحی باشد، جنایت و گناه در دسترس مردم قرار نگیرد، مضافاً به اینکه سیر آنها سیر کمالِ روحی باشد تا خودشان به مرحلۀ عقلانی برسند. بنابراین یکی از معدّات و ممدّات برای کمال، نبودن وسایل معصیت در دست مردم است. انسان نمیتواند وسائل معصیت در دست مردم بگذارد و بگوید: «قلبت پاک باشد!» نهخیر، قلب پایین میآید. شما گوشت پخته را جلوی گربه بگذارید و بگویید: «عزیز من، تو را نصیحت میکنم که از این استفاده نکنی؛ این برای تو مفید نیست و برای تو ضرر دارد!» این حرف است؟! گربه دارای چنین غریزهای است که تا چشمش به ماهی حوض میافتد، تمام بدنش را داخل آب میکند؛ امّا اگر ماهی نبیند، بیخود خودش را داخل آب نمیاندازد و از آب هم کنار میکشد!
حالا انسان انسانی است که از طرفی ملَک و از طرفی حیوان است، و یک جنگ و غوغای عظیمی در عالم نفس انسان است؛ این از اینطرف میکشد و آن از آنطرف. در هر وقتی، در هر لحظهای از لحظات، در خواب و بیداری، قوّهای از آنطرف دارد میکشد و قوّهای از اینطرف دارد میکشد. یک لحظه انسان سُر میخورد و اینطرف میآید، لحظۀ دیگر آنطرف میرود و مدام نوَسان پیدا میکند. آنوقت این نوسانهای انسان در صفحۀ تابلوی نفس به شکل منحنیهایی درج میشود؛ منحنی نوساناتِ فعلیّت و استعداد فرد از نقطهنظر منطقِ احساس و منطق عقل است. تماشا کردن این منحنیها خیلی عجیب است، که افراد بشر چه منحنیهایی در نفس خودشان کشیدهاند! اگر هزار نقّاش و تابلوساز و نقشهکش و مهندس و دستگاههایی که منحنیهای قلب و ضربان قلب را در تمام مدّت عمر ثبت میکنند اینجا بیایند، به گرد این نمیرسند؛ چون این منحنی تصویر احساس و عقل است و آن را دارد تصویر میکند.

