
کیفیت به فعلیّت رساندن استعدادات ملکوتی انسان
سنّت الهی مبنی بر وصول به کمال از طریق تربیت و سیر و سلوک. میزان قابلیّت و استعداد نفس انسانی. اندماج تمام اسرار عالم امکان در انسان جهت وصول به همۀ کمالات. استعداد نفس انسان در پذیرش صفات و صورتهای متعدّد ملکوتی و حیوانی. تأثیر ثواب و گناه در سیر تکاملی و صورت باطنی و ظاهری انسان. أفضلیّت انسان بر ملائکه بهواسطۀ غلبۀ عقل، و دنائت از حیوانات بهواسطۀ غلبۀ احساسات. علّت حرمت امور غیر مشروع در اسلام. عوامل مؤثر در حفظ عقلانیّت انسان و منکوبنمودن شهوات. کیفیّت بروز صورت ملکوتی ملائکه در انسان. علّت حصول صورت حیوانِ شیطانی در انسان. نهی اکید انبیا و اولیای الهی از ارتکاب معاصی. به فعلیّت رسیدن استعدادات ملکوتی انسان بهواسطۀ تربیت صالح. دلیل بروز مشکلات و مصائب برای سالک إلی اللَه. ترک معصیت عامل اساسی ارتقاء انسان.
کیفیت به فعلیّت رساندن استعدادات ملکوتی انسان
توضیحات:
سنّت الهی مبنی بر وصول به کمال از طریق تربیت و سیر و سلوک. میزان قابلیّت و استعداد نفس انسانی. اندماج تمام اسرار عالم امکان در انسان جهت وصول به همۀ کمالات. استعداد نفس انسان در پذیرش صفات و صورتهای متعدّد ملکوتی و حیوانی. تأثیر ثواب و گناه در سیر تکاملی و صورت باطنی و ظاهری انسان. أفضلیّت انسان بر ملائکه بهواسطۀ غلبۀ عقل، و دنائت از حیوانات بهواسطۀ غلبۀ احساسات. علّت حرمت امور غیر مشروع در اسلام. عوامل مؤثر در حفظ عقلانیّت انسان و منکوبنمودن شهوات. کیفیّت بروز صورت ملکوتی ملائکه در انسان. علّت حصول صورت حیوانِ شیطانی در انسان. نهی اکید انبیا و اولیای الهی از ارتکاب معاصی. به فعلیّت رسیدن استعدادات ملکوتی انسان بهواسطۀ تربیت صالح. دلیل بروز مشکلات و مصائب برای سالک إلی اللَه. ترک معصیت عامل اساسی ارتقاء انسان.
کیفیت به فعلیّت رساندن استعدادات ملکوتی انسان
14کیفیّت بروز صورت ملکوتی ملائکه در انسان
اگر انسان به طرف عقل رفت و احساس را کوباند، در همانوقت صورت ملکوتی پیدا میکند و صورت ملَک به خود میگیرد. یعنی اگر آن احساسی که آدم را دعوت میکند، مثلاً جهل باشد؛ در مقابل آن، دعوت منطقِ عقل به علم است و انسان صورت ملکوتی جبرائیل پیدا میکند. یا اگر آن احساسی که انسان را به عالم حیوانیّت دعوت میکند، کشتن و قتل و غارت باشد؛ در مقابل آن، دعوت منطق عقل به احیاء است و انسان صورت اسرافیلی و صورت همان ملک را به خودش میگیرد. یا اگر آن گناهی که انسان میخواهد بکند، بخل و عدم انفاق و خوردن حقّ فقرا و مساکین و ایتام باشد؛ در مقابل آن، منطق انسان را به بذل و ایثار و انفاق دعوت میکند و انسان صورت آن ملکی را پیدا میکند که مأمور برای روزی است. همچنین هر کدام از ملائکه که موکّل بر یک وظیفۀ خاصّی هستند، انسان صورت آن ملک را پیدا میکند. اگر کسی آنقدر خود را تقویت کرد که تمام عبادات را برای خدا انجام داد و تمام این صفات حسنه را براساس منطق عقل بجا آورد، صورتی پیدا میکند که جامع جمیع صفات ملائکه است؛ هم صورت جبرائیل را دارد و هم صورت عزرائیل را دارد و هم صورت میکائیل را دارد و هم صورت اسرافیل دارد، و تمام صور ملائکه را دارد.
اگر انسان در مرحلۀ عبودیّت محضه در آمد، صورت خدا پیدا میکند که صورت خدا ما فوق صورت ملک است! در روایتی وارد است:
إنّ اللَه خَلقَ آدمَ علیٰ صورتِه!1 «خدا آدم را بر صورت خودش آفرید!»
مقصود صورت خارجی نیست و خدا صورت ندارد!2 و این حدیث هم خیلی حدیث عجیبی است و در آن بحثها میشود! پس انسان بالاتر از ملائکه میرود. بالاتر از ملائکه چیست؟ کدام ملک بالاتر از جبرائیل است؟ امّا انسان بالاتر از ملائکه میرود؛ چون ملائکه دارای قوّۀ حس نیستند و دارای عقل محضاند، ولی انسان با وجود احساس که ضدّ قوّۀ عقل است، خود را ترقّی داده است و احساس را منکوب قوّۀ عقل کرده است، لذا درجهاش از ملائکه بالاتر میرود و مقام جامع الجمعی نسبت به همۀ صفات ملائکه پیدا میکند. مثلاً اگر جبرائیل علم تمام موجودات را عنایت میکند یا اسرافیل همۀ موجودات را إحیا میکند یا میکائیل مأمورِ روزی و افاضۀ رحمت و لطف از جانب پروردگار است، این انسان که جامع صفات ملائکه شده است، تمام آنها را در مقام جامعیّتی دارد.
- التّوحید، شیخ صدوق، ص ١٥٢؛ مسند أحمد، ج ٢، ص ٢٩٤.
- الکافی، ج ١، ص ١٣٤.
