اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت تکلیف موجودات

اشتراک انسان، جن و ملک در اصل تکلیف و ریشۀ اطاعت و تمرّد آنها

14211

کیفیت تکلیف موجودات

13
  • وجه شباهت و تفاوت ابلیس با ملائکه در قضیۀ سجده به آدم

  • و اینجا فرق بین ملائکه و ابلیس ظاهر می‌شود؛ ابلیس هم [سرّ انسان را] نمی‌داند ولی [باید به او گفت:] آیا این را هم تو نمی‌دانی که اوامر خدا ناشی از مقام ربوبی است و جای خدشه ندارد؟! ای ابلیس! تو خبر نداری که باید اوامر الهی را اطاعت کرد؟! [در روایت] داریم که ملائکه به آن سرّ واقف نبودند؛ چون اعتراض می‌کنند1. هم ملائکه و هم ابلیس در این نقطه شریک بودند که هیچ‌کدام از این دو به آن سرّ و حقیقت واقف نبودند؛ در عین ‌حال آن ملائکه اطاعت کردند و ابلیس تمرّد کرد! آن به‌خاطر این بود که ابلیس [از] امر پروردگار صرف نظر کرد و به آن مسجود پرداخت. به آنچه او می‌گوید توجه نمی‌کند [بلکه] به آن که در مقابلش است توجه می‌کند!

  • ریشۀ تمرد و اطاعت

  • خیلی عجیب است و اشکال ما و همه در همین‌جاست! نگاه نمی‌کند که این امر از ناحیۀ پروردگار است؛ [بلکه] نگاه می‌کند که این کیست و آیا باید به او سجده کرد یا نه؟ نگاه نمی‌کند که چه کسی به او دستور سجده داده است، [بلکه] به این نگاه می‌کند که به چه کسی باید سجده کند!

  • ملائکه که به آدم سجده کردند، نظر به آن‌طرف داشتند. لذا وقتی انسان نظر به آن‌طرف داشته باشد، دیگر آن مامورٌبه و آنچه به او تکلیف شده، هرچه می‌خواهد باشد، باشد؛ چون نظر به آن‌طرف است.

  • می‌گویند: «برو این کار را انجام بده!» [چون] نظر به آن‌طرف است، انجام می‌دهد. [می‌گویند:] «این کار را انجام نده!» چون نظر به آن‌طرف است، انجام نمی‌دهد. اما اگر انسان نظرش را از آن‌طرف برگرداند و بخواهد به این‌طرف نظر بیندازد، وقتی می‌گویند: «فلان‌کار را برای رفیقت انجام بده»، [می‌گوید:] «برای که انجام دهم؟! مگر خودش دست و پا ندارد؟! چرا من انجام دهم؟! خودش که می‌تواند انجام دهد! داخل خانه نشسته است؛ من برایش انجام دهم؟!» همه‌اش نظر روی این‌طرف می‌آید! وقتی نظر روی این‌طرف آمد، اشکال، مسامحه، مجامله، اعتراض و ایراد شروع می‌شود! خب نظر را به آن‌طرف برگردان! تو به این‌طرفِ قضیه چه‌کار داری؟!

    1. تفسیر فرات الکوفی، ص 56.