کیفیت تکلیف موجودات
15حال اگر ما بخواهیم به این قضیه فکر کنیم [میگوییم:] خب چه اشکال دارد فرعون در آن موقع ایمان بیاورد؟! مگر خدا با کسی لجبازی دارد؟! حالا این فرعون عذاب الهی را میبیند و برایش هم یقین پیدا میشود و میخواهد ایمان بیاورد؛ چرا خدا میگوید فایده ندارد؟! چرا خدا در آیات قرآن میفرماید که توبه تا وقتی است که هنوز عذاب ما را ندیدهاند؛ وقتی عذاب ما را ببینند دیگر درِ توبه بسته میشود؟1و2 مگر خدا با ما لجبازی دارد؟ مگر خدا براساس حسابوکتاب با ما رفتار میکند که [بگوید:] «تا حالا گناه میکردی، از حالا به بعد با اینکه چشمت باز شده است، باز قبول نمیکنم! چشمت درآید، دندهات نرم، میخواستی قبلاً توبه کنی»؟!
علت عدم پذیرش توبه هنگام نزول عذاب و ظهور علائم مرگ
اینها مسائل و حسابکتابهایی است که مربوط به ماست؛ خدا که بالاتر از این حرف است. اگر بندۀ مومنی چشمش باز شود و عذاب و ثواب را ببیند و بخواهد ایمان بیاورد، چرا و به چه دلیل خدا نباید قبول کند؟! خب الآن پرده کنار رفته و او هم مسائل را دیده است، خب خدا [باید] از او قبول کند دیگر؛ چرا قبول نمیکند؟ برای اینکه خود خدا در آیۀ دیگری از قرآن میفرماید: ﴿وَلَوۡ تَرَىٰٓ إِذۡ وُقِفُواْ عَلَى ٱلنَّارِ﴾؛«ای کاش میدیدی وقتی اینها کنار آتش ایستادهاند» ﴿فَقَالُواْ يَٰلَيۡتَنَا نُرَدُّ وَلَا نُكَذِّبَ بَِٔايَٰتِ رَبِّنَا﴾؛3 «اینها وقتی که کنار آتش ایستادهاند و آن لهیب آتش را میبینند، و میبینند که الآن ملائکۀ عذاب میآیند و آنها را در جهنم میاندازند، میگویند: ﴿يَٰلَيۡتَنَا نُرَدُّ﴾”ای کاش ما برگردیم و به دنیا بازگشت کنیم و دیگر آدم خوبی شویم!“» آنها در آن موقع میگویند: خدا در جواب میگوید: ﴿وَلَوۡ رُدُّواْ لَعَادُواْ لِمَا نُهُواْ عَنۡهُ﴾!4 اگر اینها در این دنیا برمیگشتند و آدم خوبی میشدند، ما برمیگرداندیم؛ ما با کسی لجبازی نداریم!
نفس انسان اینطور است که اگر مطلبی را ببیند، چیزی را احساس کند، قضیهای اتفاق بیفتد، همان یکیدو روزِ اول خوب است. لذا در آیات قرآن بسیار ما داریم:5 وقتی سوار کشتی میشوند و کشتی طوفان زده میشود، همه انابه و التماس میکنند: «خدایا اگر ما را نجات بدهی، ما چه میشویم!» وقتی پایشان به ساحل میرسد، انگار اصلاً مسالهای اتفاق نیفتاده است!
6 - سورۀ غافر (40) آیۀ 84 و صدر آیۀ 85.
- عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج 2، ص 77:
«إِبْرَاهِيمُ بْنُ مُحَمَّدٍ الْهَمَدَانِيُّ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي الْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا علیه السلام لِأَيِّ عِلَّةٍ أَغْرَقَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِرْعَوْنَ وَ قَدْ آمَنَ بِهِ وَ أَقَرَّ بِتَوْحِيدِهِ قَالَ لِأَنَّهُ آمَنَ عِنْدَ رُؤْيَةِ الْبَأْسِ وَ الْإِيمَانُ عِنْدَ رُؤْيَةِ الْبَأْسِ غَيْرُ مَقْبُولٍ وَ ذَلِكَ حُكْمُ اللَّهِ تَعَالَى فِي السَّلَفِ وَ الْخَلَفِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ ﴿فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا قالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَ كَفَرْنا بِما كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ فَلَمْ يَكُ يَنْفَعُهُمْ إِيمانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنا﴾* وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ ﴿يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً﴾** وَ هَكَذَا فِرْعَوْنُ لَمَّا ﴿أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِيلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ﴾*** فَقِيلَ لَهُ ﴿آلْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ * فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَة﴾****
*) سورۀ غافر (40) آیۀ 85.
**) سورۀ أنعام (6) آیۀ 158.
***) سورۀ یونس (10) آیۀ 90.
****) سورۀ یونس (10) آیۀ 91 و 92. - سورۀ أنعام (6) آیۀ 27.
- سورۀ أنعام (6) آیۀ 28. معادشناسی، ج 9، ص 209:
«و اگر آنها را به دنیا برگشت دهند، هرآینه به همان کارهایی دست میزنند که از آن نهی شدهاند.» - سورۀ عنکبوت (29) آیۀ, 65:
﴿فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ﴾
افق وحی، ص 26:
«اين مردم چنيناند كه هرگاه بر كشتى سوار شوند و در دل درياها به حركت درآيند، خدا را با تمام وجود و خالصانه مىخوانند و از او براى رسيدن به مقصد استمداد مىنمايند و آنگاه كه بهسلامت به خشكى رسيدند به تمام آن خواستها و حالات و توجّهات پشت پا زده، يكسره به خدا شرك مىآورند؛ تو گویى اصلاً خدایى و نيروى لايزالى و حقيقت غيبى وجود نداشته است!» - سورۀ عنکبوت (29) آیۀ 65:
﴿فَإِذا رَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ﴾.
افق وحی، ص 34:
«این مردم چنیناند که هرگاه بر کشتی سوار شوند و در دل دریاها به حرکت درآیند، خدا را با تمام وجود و خالصانه میخوانند و از او برای رسیدن به مقصد استمداد مینمایند و آنگاه که بهسلامت به خشکی رسیدند به تمام آن خواستها و حالات و توجّهات پشت پا زده، یکسره به خدا شرک میآورند؛ تو گویی اصلاً خدایی و نیروی لایزالی و حقیقت غیبی وجود نداشته است!»

