اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت تکلیف موجودات

اشتراک انسان، جن و ملک در اصل تکلیف و ریشۀ اطاعت و تمرّد آنها

14211

کیفیت تکلیف موجودات

19
  • آنجایی که وظیفه، شهادت است، انسان باید انجام دهد؛ هرچه می‌خواهد باشد! وظیفه را تشخیص بده، آن‌وقت هر عملی می‌خواهی انجام بده! صحبت در آن است. وقتی امام علیه السّلام می‌فرماید برو، دیگر باید بروی؛ چه کشته شوی، چه زنده بمانی. چون انسان باید نظر به آن‌طرف داشته باشد.

  • در میان افراد اهل بیت بعضی بودند که نیامدند دیگر! عبدالله بن جعفر طیّار، شوهر حضرت زینب نیامد؛ می‌توانست بیاید و نیامد! 1 منتها ما دیگر نمی‌دانیم اینجا چه حساب‌و‌کتابی است که حضرت زینب که زن است باید با آن فرزند خردسال بیاید؛ فرزندش باید شهید شود2 و باید این مصائب و اسارت به سر خودش بیاید، ولی شوهرش نباید بیاید! اینها یک حساب‌های دیگر است!

  • روضۀ حضرت اباالفضل العباس

  • امام سجاد علیه السّلام می‌فرماید:

  • إنَّ لِعَمِّیَ العَبّاسِ عندَاللهِ [تَبارَکَ وَ تَعالیٰ] مَنزِلَةً یَغبِطُهُ بِها جمَیعُ الشُّهَداءِ یَومَ القیامَةِ! 3«خدا برای عمویم عباس مقامی را در نظر گرفته است که جمیع شهدا در روز قیامت به او غبطه می‌خورند!»

  • از ابن‌عباس نقل شده است:

  • روزی امیرالمؤمنین علیه السّلام به برادرشان عقیل که به اَنساب عرب خیلی وارد بود4 فرمود: «زنی برای من بگیر که دارای این خصوصیّات باشد: فامیل و عشیرۀ او از بزرگان و شجاعان باشند، افراد بی‌باک و نترسی باشند.»

  • عقیل می‌گوید: «این خصوصیاتی که شما از شجاعت و پایمردی و بزرگواری به من نشان می‌دهید، اینها را در قبیلۀ بنی‌کلاب می‌بینم.» رفت و از میان آنها امّ‌البنین، مادر حضرت اباالفضل العباس را انتخاب کرد. بعد عقیل از آن حضرت سؤال می‌کند: «چرا دنبال چنین خصوصیاتی می‌گردی؟» حضرت می‌فرماید: «می‌خواهم از او فرزندی بیاورم که در روز عاشورا پسر پیغمبر را حمایت کند.» 5

  • همۀ این حساب‌کتاب‌ها از قبل بود! تنها نگرانی‌ِ لشگر عمر سعد و عبید‌الله بن زیاد، حضرت ابوالفضل العباس بود. [در تاریخ] داریم: شمر بن ذی الجوشن قبل از اینکه به کربلا بیاید، روزی پیش عبیدالله بن زیاد نشسته بود و مسائل جنگی را مطرح و بررسی می‌کردند. شمر می‌گوید: «ابن‌زیاد خیلی نگران بود. گفتم: ”از چه نگرانی داری؟“ گفت: ”از برادر حسین نگرانی دارم؛ اگر برادر او در میان اصحاب حسین باشد، من بر این لشگر ایمن نیستم!“» آن وقت نشستند و چاره اندیشیدند [که] برای حضرت ابوالفضل امان‌نامه بیاورند. این امان‌نامه به‌‌خاطر این بوده است؛ نه اینکه دل شمر برای حضرت ابوالفضل سوخته باشد! نه‌اینکه مسئلۀ رَحِمیّت در پیش باشد! شمر در آنجا پیشنهاد کرد که امان‌نامه بیاورید؛ یک امان نامه آوردند. 

    1. رجوع شود به الإرشاد، ج 2، ص 68 و 69.
    2. رجوع شود به الإرشاد، ج 2، ص 107.
    3. الأمالی، شیخ صدوق، ص 463، با قدری اختلاف.
    4. [مردمان عرب] قبایل خیلی متعددی دارند؛ او قبیله‌ها و افراد قبایل را خوب می‌شناخت و به اَنسابِ عربْ عالِم بود.
    5. رجوع شود به تنقیح المقال، ج 38، ص 405؛ عمدة الطّالب، ص 327.