اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت تکلیف موجودات

اشتراک انسان، جن و ملک در اصل تکلیف و ریشۀ اطاعت و تمرّد آنها

14211

کیفیت تکلیف موجودات

18
  • الآن حال خوبی داریم؛ در مجلس سیدالشهدا نشسته‌ایم و به مواعظ و مصائب اهل‌بیت توجه می‌کنیم. حال خوش و رِقّت و بکائی پیدا می‌شود. اما آیا این باقی می‌ماند؟! فکر بقاء آن را بکنیم! الآن که قضیه خوب است و مسئله‌ای اتفاق نیفتاده است؛ ما باید بقای حال را در نظر بگیریم، نه حال فعلی خود را؛ آن قضیه مهم است!

  • ریشۀ نیامدن افراد در رکاب سیدالشهدا

  • در همین اهل بیت علیهم السّلام افرادی را می‌بینیم که جزو این خاندان بودند و می‌توانستند در رکاب سیدالشهدا علیه السّلام بیایند و نیامدند! حالا نمی‌شود هر چیزی را هم گفت! به سیدالشهدا علیه السّلام نصیحت می‌کردند: «یا حسین، حرکت نکن، نرو! ما برای جان تو می‌ترسیم! این مردم کوفه به تو وفا نمی‌کنند؛ به پدرت و برادرت وفا نکردند!» 1 خیال کرده‌اند سیدالشهدا منتظر نصیحت اینهاست؛ فقط همین مانده که نصیحت اینها را گوش بدهد!

  • از آن‌طرف سیدالشهدا می‌گوید: «مَن کانَ باذِلًا فینا مُهجَتَهُ وَ مُوَطِّناً علیٰ لقاءِ اللهِ نَفسَه، فَلیَرحَل مَعَنا؛2 هرکه می‌خواهد خونش را [در راه ما] بریزد و هرکه [امید] لقاء پروردگار را دارد، با ما بیاید.» آنها می‌گویند: «نرو»، حضرت می‌گوید: «بیا!» آنها می‌گویند: «مردم وفا ندارند»، حضرت می‌گوید: «می‌دانم وفا ندارند؛ من همۀ این حرف‌ها را می‌دانم!»

  • اطاعت‌پذیری مسلم بن عقیل از سیدالشهدا

  • وقتی مسلم بن عقیل از جانب حضرت حرکت کرد و به کوفه آمد، دو نفر بلد به همراه او بودند. راه را گم کردند و در بین راه هر دو [بلد] از تشنگی تلف شدند. مسلم بن عقیل در یکی از این قُراء منزل می‌گزیند و نامه‌ای برای سیدالشهدا می‌فرستد. در آن نامه می‌گوید: «من این سفر را به فال بد می‌گیرم! اگر رأی شما تعلق می‌گیرد، من را معفوّ بدارید و کس دیگر را برای این سفر انتخاب کنید.» حضرت برایش نامه می‌نویسند: 

  • «مثل ‌اینکه از این قضیه ترسیده‌ای! یا حرکت بکن برو یا کس دیگر، هرچه می‌خواهد بشود!» 3 

  • مسلم ابن عقیل راست می‌گفت. خب به دلش خطور کرده بود؛ درست هم خطور کرده بود. می‌دید که واقعیت چیست. 

    1. رجوع شود به وقعة الطّف، ص 154 ـ 156؛ الإرشاد، ج 2، ص 35 و 68 و 69؛ مقتل الحسین علیه السّلام، خوارزمی، ج 1، ص 271 و 272؛ مناقب آل‌أبی‌طالب علیهم السّلام، ج 4، ص 88 و 89؛ مثیر الأحزان، ص 39 و 40؛ اللهوف، ص 31 و 63 ـ 66.
    2. اللهوف، ص 61.
    3. رجوع شود به وقعة الطّف، ص 97 و 98؛ الإرشاد، ج 2، ص 39 و 40.