
کیفیت تکلیف موجودات
اشتراک انسان، جن و ملک در اصل تکلیف و ریشۀ اطاعت و تمرّد آنها
کیفیت تکلیف موجودات و اشتراک انسان، جن و ملائکه در اصل تکلیف و بیان ریشۀ اطاعت و عدم اطاعت آنها از اوامر و نواهی الهی موضوعی است که حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی به تبیین و تشریح آنها میپردازد. حضرت استاد در توضیح مباحث فوق، ابتدا به اصل اشتراک تکلیف بین انسان، جن و ملائکه پرداخته سپس به بیان مراتب تکلیف در بین انسانها اشاره کرده میفرمایند که مراتب بالای تکلیف خصوصاً تکالیف اولیا ناشی از اکتفا نکردن به احکام ظاهری میباشد. ایشان در ادامه سخنرانی، مکلف بودن ملائکه و علت عدم تمردشان و معنای فعلیت آنها و وجه جمع فعلیت آنها با جهل را توضیح داده و سپس تفاوت و شباهت ملائکه با ابلیس را بیان میفرماید. در پایان حضرت استاد به بیان ریشۀ اطاعت و عدم اطاعت و رمز سعادت و شقاوت انسان میپردازد.
کیفیت تکلیف موجودات
توضیحات:
کیفیت تکلیف موجودات و اشتراک انسان، جن و ملائکه در اصل تکلیف و بیان ریشۀ اطاعت و عدم اطاعت آنها از اوامر و نواهی الهی موضوعی است که حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی به تبیین و تشریح آنها میپردازد. حضرت استاد در توضیح مباحث فوق، ابتدا به اصل اشتراک تکلیف بین انسان، جن و ملائکه پرداخته سپس به بیان مراتب تکلیف در بین انسانها اشاره کرده میفرمایند که مراتب بالای تکلیف خصوصاً تکالیف اولیا ناشی از اکتفا نکردن به احکام ظاهری میباشد. ایشان در ادامه سخنرانی، مکلف بودن ملائکه و علت عدم تمردشان و معنای فعلیت آنها و وجه جمع فعلیت آنها با جهل را توضیح داده و سپس تفاوت و شباهت ملائکه با ابلیس را بیان میفرماید. در پایان حضرت استاد به بیان ریشۀ اطاعت و عدم اطاعت و رمز سعادت و شقاوت انسان میپردازد.
کیفیت تکلیف موجودات
20در شب عاشورا میآید در کنار خیام سیدالشهدا علیه السّلام میایستد و صدا میزند: «أینَ بَنو أُختِنا؛ فرزندان خواهر ما کجا هستند؟» منظور حضرت اباالفضل و چهار برادرش بود؛ چون خود شمر از قبیلۀ بنیکلاب بود. حضرت اعتنایی نکردند! سیدالشهدا علیه السّلام به حضرت اباالفضل فرمودند: «مثل اینکه تو را صدا میزند. جوابش را بده؛ برو ببین چه میگوید.» وقتی جلو آمد، شمر اماننامه را نشان داد که «از طرف امیر، عبیدالله زیاد برای تو و برادرانت اماننامه آوردهام!» حضرت در آنجا میگوید: «خاک بر فرق تو باد! أ نَترُکُ سَیِّدَنا وَ أخانا وَ نَخرُجُ إلیٰ أمانِکَ؟! آیا سید و آقای خودمان را ترک کنیم و بیاییم به امان تو و به امان ابن زیاد؟!»1
آمد خدمت سیدالشهدا: «ای برادر دیگر از زندگی سیر شدهام!» در وقتی آمد که دیگر از اصحاب و از اهل بیت آن حضرت کسی باقی نمانده؛ تمام برادران کشته شدهاند، اولاد سیدالشهدا کشته شدهاند، کس دیگری باقی نمانده بود. حضرت فرمودند: «اگر تو بروی، پس من دیگر به چه کسی پشتگرم باشم؟! اگر تو بروی، دیگر پشتگرمی خود را از دست میدهم!» خیلی عجیب است! اما الحاح و اصرار کرد. [سیدالشهدا] فرمودند: «حالا که اینچنین است، برای این اطفال آبی تهیه کن!»
مَشکِ خشکیده را برمیدارد و بهسمت شریعۀ فرات حرکت میکند. بعد از اینکه با آن لشگر جنگیده و جراحات بر بدنش فرود آمده، آنقدر حضرت از تشنگی بیحال شد که داریم: وقتی به شریعۀ فرات میرسد، بیاختیار دستش میرود به طرف آب؛ آب را برمیدارد، «فَذَکَرَ عَطَشَ الحُسَینِ؛2 یاد تشنگی سیدالشهدا میافتد!» [آب را] میریزد. خطاب میکند، با خودش حدیث نفس میکند: «عجب! تو به آب فرات رسیدهای و حسین هنوز تشنه است؟! مگر میخواهی بعد از حسین زنده بمانی که میخواهی آب بیاشامی؟!»3 مشک را از آب پُر میکند و حرکت میکند بهسمت خیام. [دشمنان] کاری میکنند که از اسب به روی زمین میافتد، بعد از اینکه دیگر امیدش نا امید شد!
- رجوع شود به تاریخ الطّبری، ج 5، ص 415 و 416؛ مقتل الحسین علیه السّلام، خوارزمی، ج 1، ص 348 و 349.
- نفس المهموم، 306 و 307.
- مقتل الحسین علیه السلام (مقرم) ص 281.
