اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

کیفیت تکلیف موجودات

اشتراک انسان، جن و ملک در اصل تکلیف و ریشۀ اطاعت و تمرّد آنها

16٬556

کیفیت تکلیف موجودات و اشتراک انسان، جن و ملائکه در اصل تکلیف و بیان ریشۀ اطاعت و عدم اطاعت آنها از اوامر و نواهی الهی موضوعی است که حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی به تبیین و تشریح آن‌ها می‌پردازد. حضرت استاد در توضیح مباحث فوق، ابتدا به اصل اشتراک تکلیف بین انسان، جن و ملائکه پرداخته سپس به بیان مراتب تکلیف در بین انسان‌ها اشاره کرده می‌فرمایند که مراتب بالای تکلیف خصوصاً تکالیف اولیا ناشی از اکتفا نکردن به احکام ظاهری می‌باشد. ایشان در ادامه سخنرانی، مکلف بودن ملائکه و علت عدم تمردشان و معنای فعلیت آنها و وجه جمع فعلیت آنها با جهل را توضیح داده و سپس تفاوت و شباهت ملائکه با ابلیس را بیان می‌فرماید. در پایان حضرت استاد به بیان ریشۀ اطاعت و عدم اطاعت و رمز سعادت و شقاوت انسان می‌پردازد.

کیفیت تکلیف موجودات

توضیحات:

کیفیت تکلیف موجودات و اشتراک انسان، جن و ملائکه در اصل تکلیف و بیان ریشۀ اطاعت و عدم اطاعت آنها از اوامر و نواهی الهی موضوعی است که حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی به تبیین و تشریح آن‌ها می‌پردازد. حضرت استاد در توضیح مباحث فوق، ابتدا به اصل اشتراک تکلیف بین انسان، جن و ملائکه پرداخته سپس به بیان مراتب تکلیف در بین انسان‌ها اشاره کرده می‌فرمایند که مراتب بالای تکلیف خصوصاً تکالیف اولیا ناشی از اکتفا نکردن به احکام ظاهری می‌باشد. ایشان در ادامه سخنرانی، مکلف بودن ملائکه و علت عدم تمردشان و معنای فعلیت آنها و وجه جمع فعلیت آنها با جهل را توضیح داده و سپس تفاوت و شباهت ملائکه با ابلیس را بیان می‌فرماید. در پایان حضرت استاد به بیان ریشۀ اطاعت و عدم اطاعت و رمز سعادت و شقاوت انسان می‌پردازد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کیفیت تکلیف موجودات

17
  • ریشۀ شقاوت انسان در عدم حفظ حال خوب

  • حال همۀ ما همین‌طور است! لذا خیلی باید مواظب باشیم؛ حالات یکسان نمی‌مانَد. خیلی از افرادی که در کربلا آمدند و سیدالشهدا را کشتند، در ابتدا آدم‌‌های خوبی بودند؛ در حالات بعضی از اینها نوشته‌اند که در صف اول می‌ایستادند و پشت سر امیرالمؤمنین اقامۀ نماز می‌کردند! اینها افرادی بودند که در جنگ جمل و جنگ صفّین با امیرالمؤمنین بودند! 1

  • همیشه قضیه که اینطور نمی‌ماند، همیشه که مساله به یک حال باقی نمی‌ماند! این است که می‌گویند: همیشه باید دعا کنیم که خدا عاقبتمان را به‌خیر کند. البته بعضی خلافش را می‌گویند؛ خواجه عبدالله می‌گوید: «الهی، همه از آخر ترسند، من از اول که اول برایم چه نوشتی!» 2 اما به هرصورت هر دو مسئله یکی است؛ خیلی تفاوت نمی‌کند.

  • آخرِ قضیه و آن موقعی که از دنیا می‌روی مناط است؛ و الاّ فرض کنید پانزده سال پیش آدم خوبی بودید، سوابق خوبی هم داشتید، چه کارها هم می‌کردید، [اما] الآن ممکن است صد در صد در مقابل آن قضیه قرار گرفته باشید!

  • تغییر حالات شمر در طول زندگی

  • همین جناب شمری که خدا او را نگه داشت برای اینکه این مصائب را برای اهل‌بیت به وجود آورد، می‌دانید که بود؟ ایشان یکی از فداکاران لشگر امیرالمؤمنین در جنگ صفین بوده است! واقعاً چه مجاهداتی کرده بود! در یک تاریخی می‌خواندم: رشادت‌هایی که ایشان در آن جنگ از خود نشان داده و یک ضربت شمشیری به صورتش خورد که اگر یک‌خُرده بیشتر بود، شهید می‌شد دیگر! 3 دیگر قضیه از این بالاتر؟!

  • در مقاتل نوشته‌اند: در جریان روز عاشورا مسئلۀ سیدالشهدا به کیفیتی درآمده بود که هیچ‌کس از افراد عمر سعد جرئت نزدیک شدن به سیدالشهدا را نداشت؛ یعنی آن مقام، آن جلال، آن نور و عظمت مقام ولایت چنان تجلی کرده بود که حتی معصیت‌کارترین افراد هم آمدند و پایشان لغزید؛ سنان بن انس لرزید و برگشت، خولی بن یزید صبحی در کنار گودال آمد و بدنش را رعشه گرفت و برگشت. اما همین شمر آمد و با کمال جرئت و بی‌پروایی این عمل را انجام داد! 4 این چقدر قساوت می‌خواهد؟! انسان از کجا به کجا برسد! انسان باید خیلی به خدا توکل کند! مسئله خیلی مهم است! باید همیشه از خدا بخواهیم عاقبتمان را به‌خیر کند.

    1. به‌عنوان نمونه رجوع شود به وقعة صفین، ص 195 ـ 198؛ الفتوح، ج 4، ص 207؛ تاریخ الطّبری، ج 5، ص 28؛ الکامل فی التّاریخ، ج 4، ص 144.
    2. مجموعه رسائل فارسی خواجه عبدالله انصاری، ج 2، ص 663:
      «الهی! همه از روز پسین می‌ترسند و من از روز پیشین، همه می‌ترسند که فردا چه خواهد بود، عبدالله می‌ترسد که دی چه رفت.»
    3. رجوع شود به وقعة صفین، ص 267 و 268؛ تاریخ الطّبری، ج 5، ص 28؛ الفتوح، ج 3، ص 33 و 34؛ الکامل فی التاریخ، ج 3، ص 303؛ تاریخ ابن‌خلدون، ج 2، ص 631.
    4. رجوع شود به الإرشاد، ج 2، ص 112؛ مقتل الحسین علیه السّلام، خوارزمی، ج 2، ص 39 ـ 42.
/ 260