اوامر تشریعی و تکوینی الهی
15این آیه بسیار جای تأمل و دقت دارد و در آن، نحوۀ ارتباط نبی با ذات پروردگار مشخص است و از اقتران بین این آیه و آیات دیگری که دال بر وحی است، آنچنان ساده و راحت قضیۀ اوامر تشریعیه حل میشود که دیگر جای هیچگونه شبههای در انسان باقی نمیگذارد. آیه میفرماید:
«ما انبیا و رسل را ائمه [و] پیشوایان به صلاح و کمال قرار دادیم [که] آنها به واسطۀ امر ما هدایت میکنند.»
ما این امر را به دو نحو میتوانیم معنا کنیم:
[معنای اول] اوامر تشریعیه است؛ بهواسطۀ اوامر تشریعیهای که ما در نفس آن نبی قرار دادیم، راه کمال و سعادت را برای مردم بازگو میکند و خیر و صلاح را به مردم نشان میدهد. این یک معنا.
معنای دوم و دقیق و لطیف و ظریف این است که هدایت اینها بهواسطۀ مقام امر ماست نه مقام تشریع؛ یعنی وقتی اینها امت را هدایت میکنند، بهواسطۀ کمک از باطن و اتّکا بر مقام امر و پشتگرمی و عنایاتی [است] که مرتب از ناحیۀ پروردگار بر نفس این ولیّ و نبی و رسول میشود؛ بهواسطۀ آن عنایات، مردم را بهسوی آن کمال میکشانند و میبرند. بنابراین زمامِ اعمال و رفتار و زمام نفْس هر فردی از امت هر نبی، بهدست همان نبی و پیغمبری است که آن زمام را میکشاند و به آن کمال هدایت میکند. این معنای دومِ ﴿يَهۡدُونَ بِأَمۡرِنَا﴾ است. خب نکته در اینجاست: ﴿وَأَوۡحَيۡنَآ إِلَيۡهِمۡ فِعۡلَ ٱلۡخَيۡرَٰتِ وَإِقَامَ ٱلصَّلَوٰةِ﴾؛ «ما فعلِ خیرات و امور خیر را به آنها وحی فرستادیم!»1
معنای وحی و امر پروردگار به موجودات مختلف
وحی یعنی نزول مصلحت و نزول یک معنا از جانب پرودگار؛ دیگر فرق نمیکند آن معنا در چه ظرفی واقع شود: در ظرف نبی واقع شود یا در ظرف یک حیوان؛ در ظرف پیغمبر واقع شود یا در ظرف [افرادی] از غیر امت پیغمبر. معنایی از ناحیۀ پروردگار بر قلب شخص میآید و قضیهای را به او نشان میدهد؛ وقتی آن مسئله به او ارائه شد، آن را انجام میدهد. بنابراین معنای وحی برای زنبور عسل و پیغمبر هر دو یکی است و هر دو میشود تشریع؛ نوعش فرق میکند.2
- میدانم که مطلب یکقدری دارد دقیق و مشکل میشود؛ خیال میکنم حوصلهها هم یکمقداری دارد سرمیرود! خب ما عادتمان بر این بوده که همیشه توأم با این مسائل [علمی]، مسائل جنبی را هم میآوردیم؛ ولی دیدم اگر بخواهم بیشتر سراغ آن قضایا بروم، یکقدری از مطلب میمانیم. اگر کمی دقت کنید، از این مرحله زود رد میشویم.
گرچه این مطلبی را که من میگویم، بیشتر به درد خودِ ما طلبهها میخورد. البته من سعی میکنم مطلب را تا آنجایی که میتوانم پایین بیاورم. این مطلبی را که خدمتتان عرض میکنم، ما از بزرگان استفاده کردهایم. یکوقتی [قبلاً] گفتهام: «آقا جان، من هر حرف خوبی زدهام، از پیش خودم نگفتهام؛ هر چرند و پرندی گفتهام، مال خودم است!» این را هم از آن بزرگان استفاده کردهایم؛ مال خودمان نیست. - جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به افق وحی، ص 246 ـ 252.
- میدانم که مطلب یکقدری دارد دقیق و مشکل میشود؛ خیال میکنم حوصلهها هم یکمقداری دارد سرمیرود! خب ما عادتمان بر این بوده که همیشه توأم با این مسائل [علمی]، مسائل جنبی را هم میآوردیم؛ ولی دیدم اگر بخواهم بیشتر سراغ آن قضایا بروم، یکقدری از مطلب میمانیم. اگر کمی دقت کنید، از این مرحله زود رد میشویم.

