اوامر تشریعی و تکوینی الهی
10این قضیه مربوط به خضر و موسی است؛ یعنی وظیفۀ پیغمبر این است که احکامی که در دلش ظهور و تجلی پیدا میکند، برای مردم بازگو کند؛ چون پیغمبری است برای عموم مردم. ولی خضر، رسول نیست و برای مردم بعث و برانگیخته نشده و به او فقط وحی میشود و وحی اختصاص به خود او دارد و نباید این را به دیگری منتقل کند. چون خضر راه جدایی [از همۀ مردم] دارد، لذا مسیر او هم از مسیر حضرت موسی جدا خواهد بود. و چون ما تحتِ شریعت پیغمبر اکرم قرار داریم و مأمور به این تکالیف هستیم، باید به تکالیفی که پیغمبر اکرم امر کردهاند عمل کنیم؛ امر به معروف و نهی از منکر هست، نماز و روزه هست، حج و جهاد هست. تمام این اوامر و تکالیف و تمام این مناهی باید در جای خودش قرار بگیرد. اما اینکه هرکسی [به] چه نحو کار انجام میدهد و ربط او با خدا چگونه است، دیگر بر عهدۀ ما نیست و به ما مربوط نیست. این مسئله تتمۀ قضایایی است که قبلاً صحبت شد.
تفاوت اوامر تکوینی و تشریعی پروردگار
در آیۀ شریفه داریم:
﴿إِذۡ قَالَ رَبُّكَ لِلۡمَلَٰٓئِكَةِ إِنِّي خَٰلِقُۢ بَشَرٗا مِّن طِينٖ﴾؛ «ما به ملائکه فرمودیم که میخواهیم بشری از خاک خلق کنیم؛ ﴿فَإِذَا سَوَّيۡتُهُ﴾؛ وقتی ما او را درست در خلقت به اتمام رساندیم. ﴿وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي﴾؛ و از نظر تکامل جسمی و روحی به مرحلۀ کمال [و] مقام انسانیت رسید، ﴿فَقَعُواْ لَهُۥ سَٰجِدِينَ﴾.1؛ برای او به سجده بیفتید.»
بحث راجع به این گذشت که سجده بر غیرخدا جایز نیست و حرام است و [در این مسئله] فرقی بین انسان و ملک نیست، و [بیان شد] که در اینجا سجده به آدم نبود؛ [بلکه] سجده به آن روحی بود که [با] ﴿نَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي﴾ از جانب ذات پروردگار [به آن] تعلق گرفته است و از آنجا ناشی شده بود. لذا سجده به ذات پروردگار است نه به آدم. [دربارۀ] این مسئله قبلاً صحبت شد.
- سورۀ ص (38) آیۀ 71 و 72.

