اولیاء الهی، تنها تعیینکنندگان طریق و شریعتِ مخصوص به هر شخص
20شنیدم که با حسین بن علی خلوت میکنی و مجالسی داری و به صحبت و مسامحه مطلب را میگذرانی! من تو را نفرستادم برای اینکه با او مجامله و مسامحه و مصالحه کنی!
فَإذا قَرَأتَ کتابی هذا فَحُل بَینَهُ وَ بَینَ ماءِ الفُراتِ فَإنّی حَلَّلتُهُ عَلَی الیَهودِ وَ النَّصاریٰ وَ حَرَّمتُهُ عَلَی الحُسَینِ وَ أصحابِه.1
ای ابنسعد! وقتی این نامه به تو رسید، بین حسین و آب فرات جدایی بینداز! من این آب را بر یهود و نصاریٰ حلال کردم و بر حسین و اصحابش حرام میکنم.
مسئلۀ عطش مسئلۀ عجیبی بود! آنقدر این قضیه بر اهلبیت سیدالشهداعلیه السّلام سخت آمد، که در تاریخ داریم در روز عاشورا از شدت تشنگی همه بیحال شده بودند! در جایی دیدم که این بچههای خردسال از شدت تشنگی میآمدند و لباس خود را بالا میزدند و بدن برهنۀ خود را به روی مشکهای خشکیده میانداختند.2
از آب هم مضایقه کردند کوفیان *** خوش داشتند حرمت مهمان کربلا بودند دیو و دد همه سیراب و میمکید *** خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا زان تشنگان هنوز به عیّوق میرسد *** فریاد العطش ز بیابان کربلا3 بعد از ظهر عاشورا تمام اصحاب شهید شدند؛ اولاد و اهلبیت آن حضرت شهید شدند. دیگر کسی در کنار آن حضرت نیست! صدا میزند:
هَل مِن ذابٍّ یَذُبُّ عَن حَرَمِ رَسولِ الله؛ هَل مِن مُوَحِّدٍ یَخافُ اللهَ فینا؛ هَل مِن مُغیثٍ یَرجُواللهَ بِإغاثَتِنا؛ هَل مِن مُعینٍ یَرجو ما عِندَ اللهِ بِإعانَتِنا!
آیا خداشناسی هست ما را یاری کند؟! آیا کسی هست که از حرم پیغمبر حمایت کند؟!
وقتی که اهلبیت این اغاثه را میشنوند، صدا به ناله بلند میکنند! حضرت برای تودیع به خیام حرم رجوع میکند. میبیند اهلبیت او دیگر از حیات او مأیوس شدهاند. حال بچهها و اطفال را میبیند؛ صدا میزند:
«یا زَینبُ ناوِلینی الطِّفلَ الرَّضیع؛ آن کودک خردسال را بیاور تا با او هم تودیع کنم.»
وقتی که طفل را میگیرد، میبیند عطش او را از پا درآورده، آنقدر عطش غلبه کرده که بیحال شده، دیگر رمق در صورت او مشاهده نمیکند.
- مأخوذ از: الإرشاد، ج 2، ص 86؛ إکسیر العبادات، ج 2، ص 185؛ ناسخ التواریخ (انتشارات مدین)، ج 2، ص 347.
- رجوع شود به إکسیر العبادات، ج 2، ص 727.
- دیوان محتشم کاشانی، ص 51.

