اولیاء الهی، تنها تعیینکنندگان طریق و شریعتِ مخصوص به هر شخص
13از آنطرف شخص دیگری دارای خصوصیّاتی است که کار کردن موجب ازدیاد مسائل نفسانی او خواهد شد و تحصیل روزی بیش از مقدار لزوم، بر گرفتاریهای نفسانی او افزوده میکند. به این شخص میگویند: «فقط به مقدار ضرورت و نیاز، چهار ساعت کار کن! اگر پول درآوردی، درآوردی؛ اگر در نیاوردی، به خانهات برو.»
آن کسی میتواند این مسیر را تعیین کند که به خصوصیّات نفسانی و شاکلههای هر فردی اطلاع دارد؛ بنده و شما نمیتوانیم.
به شخصی میگویند: «پنجاه و یک رکعت نماز واجب و نماز نافله را بخوان! باید تمام را به هر کیفیتی [که میشود] انجام دهی!» به یکی میگویند: «فقط نماز واجبت را بخوان! نافلهها را ترک کن!» اگر آن نافله را انجام دهد، برای او گناه است! نافله است، ولی گناه است و نباید انجام بدهد؛ چون خواندن نماز نافله در آن موقع برای او خطر است!
و من به چشم خود دیدم افرادی را که از دستورات سرپیچی کردند و زیادهروی کردند و در قعر جهنم قرار گرفتند! زیادهروی کردند، نه کمکاری! یعنی منبابمثال [به او] گفتند: «این کار را انجام بده!» [اما او] دو برابر انجام داده است؛ مثل ولید بن عقبه که حسابی مست کرده بود، رفته بود در محراب به نماز خواندن ایستاده بود. حال خوشی به او دست داده بود و کیف میکرد: «بهبه، عجب نمازی!» شب تا صبح به عیش و تعیش و تَفَکُّه گذرانده بود و صبح رفته بود برای مردم نماز هم بخواند! به جای دو رکعت، سه رکعت خواند. گفتند: «آقا! سه رکعت خواندی! گفت: «فعلاً که حال خوشی دارم. اگر میخواهید، برایتان بیشتر هم بخوانم!»1
این اضافه انجام دادن، درست مانند کار او میماند و هیچ فرقی نمیکند؛ آن به این صورت، این به صورت دیگر. آنوقت آیا نتیجهاش همان موقع ظاهر میشود؟ نهخیر! ده سال بعد یکدفعه میبینید که تَقِّ آقا از آنجا درآمد. این قطرهها همه جمع میشود، میآید بالا، تبدیل به سیلی بنیانکن میشود که میآید نفس و تمام شراشر وجود انسان را از بین میبرد! لذا به هیچوجه منالوجوه کار یکی برای دیگری معیار نخواهد بود.
- رجوع شود به تاریخ الیعقوبی، ج 2، ص 165؛ مروج الذّهب، ج 2، ص 335؛ الأغانی، ج 5، ص 86.

