
اولیاء الهی، تنها تعیینکنندگان طریق و شریعتِ مخصوص به هر شخص
ریشه داشتن تجرد نفسانی انسان به خلقت خاکی وی
خلقت خاکی انسان و ریشه داشتن تجرد نفسانی در تکوَن و خلقت خاکی وی موضوع سخنرانی کنونی حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، است. حضرت استاد در این جلسه میفرماید که خلقت اولیۀ انسان از خاک میباشد و بر خلاف نظریۀ بسیاری از فلاسفه مانند بوعلی، همان خاک ریشۀ تکوّن مجرد است. ایشان در ادامه بیان میکنند که خداوند برای هر کسی براساس شاکلۀ او شرایطی برای ابتلای او ایجاد میکند و هرکس باتوجه به آن شرایط دارای وظیفۀ خاص به خود است؛ لذا نباید خود را با کسی مقایسه کرد. حضرت استاد در پایان شرط تربیت افراد را اشراف بر نفوس و اطلاع بر وحی میداند که این مهم فقط در حیطۀ ائمه و انبیا و ولیّ کامل الهی میباشد و دیگران به آنجا دسترسی ندارند.
اولیاء الهی، تنها تعیینکنندگان طریق و شریعتِ مخصوص به هر شخص
توضیحات:
خلقت خاکی انسان و ریشه داشتن تجرد نفسانی در تکوَن و خلقت خاکی وی موضوع سخنرانی کنونی حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، است. حضرت استاد در این جلسه میفرماید که خلقت اولیۀ انسان از خاک میباشد و بر خلاف نظریۀ بسیاری از فلاسفه مانند بوعلی، همان خاک ریشۀ تکوّن مجرد است. ایشان در ادامه بیان میکنند که خداوند برای هر کسی براساس شاکلۀ او شرایطی برای ابتلای او ایجاد میکند و هرکس باتوجه به آن شرایط دارای وظیفۀ خاص به خود است؛ لذا نباید خود را با کسی مقایسه کرد. حضرت استاد در پایان شرط تربیت افراد را اشراف بر نفوس و اطلاع بر وحی میداند که این مهم فقط در حیطۀ ائمه و انبیا و ولیّ کامل الهی میباشد و دیگران به آنجا دسترسی ندارند.
اولیاء الهی، تنها تعیینکنندگان طریق و شریعتِ مخصوص به هر شخص
19مرحوم سید جمالالدین گلپایگانی فرمودند:
خفه شو! میروند در دستگاه [ظلم] هر گُهی هست میخورند، آن وقت به پای علی بن یقطین میگذارند! هر غلطی هست میکنند، به پای علی بن یقطین میگذارند. او موسی بن جعفر بوده، او هم علیّ بن یقطین بود! تو کجا و آن علی بن یقطین کجا؟! تو یک موسی بن جعفری را پیدا کن، بعد به دستور او بلند شو در هر مزبلهای میخواهی بروی، برو!1
لذا اعمال و رفتار هرکسی برای شخص دیگری ملاک نخواهد بود. این صحبت ما تا اینجا تمام شد. بحث راجع به خصوصیّات فردی افراد بود و اینکه هرکسی شریعهای به واقع دارد و آن شریعه اختصاص به او دارد و فقط و فقط ولیّای که مرتبط با عالم غیب است و احاطۀ بر نفوس دارد میتواند شریعۀ هر فردی را تعیین کند و راه هرکسی را مشخص کند و دیگری نمیتواند این را انجام دهد.
دیگر آنچه لازم و ضروری بود به عرض رساندم و إنشاءالله از فردا وارد بحث مربوط به آیۀ خلقت ملائکه و امثالذلک میشویم.
روضۀ روز هفتم محرم
روز هفتم محرم است. از امروز دیگر آب را به روی اهلبیت بستند!2 این مسئلۀ عطش در جریان کربلا واقعاً مسئلۀ عجیبی است. ما در روایات عدیدهای میبینیم که این قضیه از انبیای سلف مورد نظر بوده است.3 در روایتی داریم که وقتی حضرت زکریا از خداوند متعال تقاضای فرزند میکند، خطاب میرسد: «ما فرزندی به تو عنایت میکنیم. از خصوصیّات و کردار و رفتار و آن مسائلی که [برای او] اتفاق میافتد، شبیه فرزند پیغمبر آخرالزمان خواهد بود.»
وقتی خدا جریانات را برای حضرت زکریا روشن میکند، به مسئلۀ عطش برمیخورَد. در آنجا خطاب میرسد: «ای زکریا! فرزند این پیغمبر را در بیابانِ خشک شهید میکنند، در کنار نهر آب شهید میکنند، درحالتیکه زن و بچۀ او از تشنگی غش میکنند!»4
در تواریخ نقل شده است که در امروز نامهای از طرف ابنزیاد برای عمرسعد میرسد؛ در آن نامه هست:
- رجوع شود به مطلع انوار، ج 2، ص 405 و 406.
- وقعة الطّف، ص 191؛ الإرشاد، ج 2، ص 86.
- رجوع شود به بحار الأنوار، ج 44، ص 243 و 245.
- با قدری فحص در منابع تاریخی و روایی جریان مذکور بدین صورت یافت نشد. امّا جریان طلب فرزند توسط حضرت زکریا و منقلب شدن ایشان هنگام شنیدن نام امام حسین علیهالسّلام در کمال الدّین، ص 461 آمده است. (محقّق)
