اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تأثیر اختلاف شاکله و خصوصیات نفسانی در سلوک

آمادگی بیشتر جوان در تلقی حق

14908

تأثیر اختلاف شاکله و خصوصیات نفسانی در سلوک

22
  • ظاهراً نزدیک ظهر یا بعد از ظهر بود که حضرت علی اکبر می‌رود و شهید می‌شود؛ فرزندان امام حسن مجتبی علیه السّلام شهید می‌شوند. حضرت قاسم می‌بیند تنهاست. خدمت عمو می‌آید. [عرضه می‌دارد:] «عموجان اجازه بده!» حضرت سیدالشهدا علیه السّلام اجازه نمی‌دهد. می‌رود و دوباره برمی‌گردد؛ دوباره حضرت اجازه نمی‌دهد. وقتی که برای بار سوم می‌آید، دیگر حالتش حالتی است که می‌گوید: «عمو جان دیگر حوصله‌ام سر آمده. نفْسم احساس تنگی می‌کند.» آخر این عبارات از یک جوان مُراهِق خیلی عجیب است! وقتی که حضرت می‌بیند این برادرزاده دست‌بردار نیست، می‌آید او را بغل می‌کند. داریم که فَبَکَیا حتّی غُشِی عَلیهما؛ آن‌قدر گریه می‌کنند تا اینکه به حال غشیه می‌افتند.

  • حرکت می‌کند می‌آید به‌سوی میدان. جنگ می‌کند و می‌گوید:

  • إن تُنکِرونی فَأنَا فَرعُ الحَسَن***سِبطُ النَّبیِّ المُصطَفی والمُؤتَمَن
  • هذا حُسینٌ کالأسیرِ المُرتَهَن***بَینَ اُناسٍ لا سُقوا صَوبَ المُزَن
  • من فرزند حسن بن علی هستم. عمویم حسین است [که] در دست شما اسیر است.

  • حمله می‌کند و سی‌و‌پنج نفر را به هلاکت می‌اندازد. وقتی به روی زمین می‌افتد، همین‌که آن شخص می‌خواهد بیاید و سرش را جدا کند، صدا می‌زند: «یا عمّاه!» عموی خود را می‌طلبد. در روایت داریم در تمام این مدتی که حضرت قاسم مشغول مقاتله بود، سیدالشهدا علیه السّلام روی اسب، کنار خیمه منتظر ایستاده بود تا [ببیند] کِی صدایش می‌زند. همین که صدا می‌زند: «یا عمّاه»، داریم که «فجاء إلیه کالصَّقر المُنقَض؛ حضرت مانند باز شکاری می‌آید.» نگاه می‌کند می‌بیند آن شخص دارد او را از بین می‌برد. همین‌که می‌خواهد سرش را قطع کند حضرت شمشیر را می‌کِشند، او دستش را بالا می‌آورد و حضرت دست او را قطع می‌کنند. 1

  • مطلبی که در شهادت حضرت قاسم علیه السّلام هست و حضرت برای او گریه می‌کرد، این قضیّه است؛ که وقتی از حضرت سؤال می‌کند: «آیا من هم جزو کشته‌شدگان و مقتولین هستم؟» حضرت می‌فرماید: «بلی! ولکن بعد أن تُبتلی ببلاءٍ عظیم؛2 بعد از این که به بلای عظیمی مبتلا می‌شوی!» آن بلای عظیم چه بوده است؟ وقتی که آن شخص می‌آید و حضرت دستش را قطع می‌کنند، صدا می‌زند و افراد را می‌طلبد. حضرت [سیدالشهدا] از حضرت قاسم به آن شخص و اطرافیان مشغول می‌شوند؛ بدن حضرت قاسم زیر اسب‌ها له می‌شود، درحالی‌که هنوز حضرت زنده است. وقتی که آتش جنگ می‌خوابد حضرت می‌آیند بالای سر قاسم می‌بینند «و هو یَجودُ بنفسه؛ قاسم دارد دست‌وپا می‌زند!» خیلی برای حضرت سخت و مشکل است.

    1. مأخوذ از: مقتل الحسین علیه السّلام، خوارزمی، ج 2، ص 31؛ تسلیة المجالس، ج 2، ص 304.
    2. مدينة المعاجز، ج 4، ص 215:
      اي و اللّه فداك عمّك إنّك لأحد من يقتل من الرجال معي، بعد أن تبلو ببلاء عظيم.