اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تأثیر اختلاف شاکله و خصوصیات نفسانی در سلوک

آمادگی بیشتر جوان در تلقی حق

14908

تأثیر اختلاف شاکله و خصوصیات نفسانی در سلوک

19
  • در یکی از نامه‌هایی که عمرسعد برای ابن‌زیاد می‌فرستد [می‌نویسند]:

  • من حسین بن علی را در چنبرۀ قدرت خودم قرار داده‌ام و او را در چنگال لشکریان و در پرده گرفته‌ام و حسین می‌گوید: «مرا رها کنید! من به جایی بروم؛ به کوه‌ها بروم. با کسی کار ندارم؛ و مانند یکی از مسلمین زندگی می‌کنم؛ نه با یزید کار دارم و نه با غیر یزید. من برای خودم راه و روشی دارم.»

  • [وقتی نامه به] ابن‌زیاد [می‌رسد] قدری حالت رأفت در او پیدا می‌شود و می‌گوید: «مسئله حل است دیگر!» شمر آنجا بود؛ تا می‌بیند ابن‌زیاد شروع به این مسائل کرده، می‌گوید: «ابن‌زیاد! الآن حسین بن علی در دست تو گرفتار است. موقع، مغتنم است؛ فرصت را از دست نده. اگر برود، دوباره این قضایا و مسائل و بلوا پیدا می‌شود.» شروع کرد ابن‌زیاد را تحریک کردن! ابن‌زیاد هم برای عمرسعد نامه‌ای نوشت: «إذا وَصلک کتابی هذا فَجَعجِع بِالحسین؛ [زمانی که این نامۀ من به تو رسید،] به حسین سخت بگیر!» بعد به شمر می‌گوید: «پیش عمرسعد برو» نامه می‌نویسد می‌گوید:

  • ابن‌سعد! من تو را نفرستاده‌ام برای ‌اینکه من را نصیحت کنی و کار را به مصالحه و مسامحه بگذرانی!

  • [به شمر می‌گوید:] «برو به عمرسعد بگو اگر خواست این قضیّه را ادامه بدهد، حسین را وادار به تسلیم در برابر یزید کند، یا اینکه سرش را برای من بفرستد.» اگر انجام نداد، تو عمرسعد را سر بردار و خودت زمام لشکر را به عهده بگیر. 1

  • شمر آمد و این کار را کرد؛ عمرسعد این‌طور نبود! اما وقتی که مسائل پیدا می‌شود و دنیا می‌آید، همین عمرسعد در شب عاشورا وقتی که سیدالشهدا می‌گویند: «خدا تو را از گندم ری بی‌نصیب کند!»، شروع می‌کند حضرت را مسخره کردن و می‌گوید: «اگر جویش هم گیرمان بیاید کافی است!» 2

  • همین است. اینها برای این است که توحید را نفهمیده‌اند. مقام توحید را ادراک نکرده‌اند. می‌داند پسر پیغمبر است و این کاری که دارد انجام می‌دهد او را در جهنم می‌برد؛ ولی چون توحید را نفهمیده، به حال سیدالشهدا گریه می‌کند؛ در روز عاشورا چند مرتبه عمرسعد گریه کرد! گریه می‌کند، سر امام حسین را هم می‌برد!

    1. رجوع شود به تاریخ الطّبری، ج 5؛ ص 414 و 415؛ الطّبقات الکبری: الطّبقة الخامسة، ج 1، ص 465 و 466؛ الإرشاد، ج ۲، ص 87 ـ 89.
    2. مأخوذ از: مقتل الحسین علیه السّلام، خوارزمی، ج 1، ص 348؛ مناقب آل‌أبی‌طالب علیهم السّلام، ج 4، ص 55؛ المنتخب، طریحی، ج 2، ص 326.