
تأثیر اختلاف شاکله و خصوصیات نفسانی در سلوک
آمادگی بیشتر جوان در تلقی حق
وحدت ادیان و شریعت پیامبران قبلی با دین اسلام در اصول اساسی و کامل بودن اسلام در بیان جزئیات شریعت، تفاوت انسانها با یکدیگر در شکل ظاهری و خصوصیات نفسانی و تأثیر آن در چگونگی سلوک افراد، موضوعاتی است که حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی به بیان آنها میپردازند. حضرت استاد در ادامه بر رهایی انسان از تعلقات دنیوی تأکید کرده و آمادگی در سنین جوانی را فرصت مناسب برای عبور از تعلقات دنیوی میدانند. همچنین ایشان بر اساس احادیث نبوی بر تربیت فرزندان از دوران کودکی تأکید میورزند. اهمیت انفاق در زمان حیات، حقیقت اغوای شیطان و جدیت او در فریب انسان، غبطه خوردن همۀ افراد در روز قیامت غیر از مخلَصین، هدف از برگزاری مجالس عزاداری و... مباحث دیگری است که در این سخنرانی ارزشمند با ذکر حکایات شیرین مورد بحث قرار گرفته است.
تأثیر اختلاف شاکله و خصوصیات نفسانی در سلوک
توضیحات:
وحدت ادیان و شریعت پیامبران قبلی با دین اسلام در اصول اساسی و کامل بودن اسلام در بیان جزئیات شریعت، تفاوت انسانها با یکدیگر در شکل ظاهری و خصوصیات نفسانی و تأثیر آن در چگونگی سلوک افراد، موضوعاتی است که حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی به بیان آنها میپردازند. حضرت استاد در ادامه بر رهایی انسان از تعلقات دنیوی تأکید کرده و آمادگی در سنین جوانی را فرصت مناسب برای عبور از تعلقات دنیوی میدانند. همچنین ایشان بر اساس احادیث نبوی بر تربیت فرزندان از دوران کودکی تأکید میورزند. اهمیت انفاق در زمان حیات، حقیقت اغوای شیطان و جدیت او در فریب انسان، غبطه خوردن همۀ افراد در روز قیامت غیر از مخلَصین، هدف از برگزاری مجالس عزاداری و... مباحث دیگری است که در این سخنرانی ارزشمند با ذکر حکایات شیرین مورد بحث قرار گرفته است.
تأثیر اختلاف شاکله و خصوصیات نفسانی در سلوک
13اختلاف شاکله و خصوصیات نفسانی افراد و تأثیر آن در سلوک
همانطوریکه عرض شد، آن خصوصیّاتی که در جوان است ممکن است در افرادی که سنی از آنها میگذرد نباشد. همینطور در خود افراد هم یک خصوصیّاتی است [که با دیگری] فرق میکند. خصوصیّات نفسانی افراد متفاوت است؛ یکی حافظهاش قویتر و یکی ضعیفتر است، یکی نفسش برای رسیدن به مطالب حق [آمادهتر است]. اینجا مسئله خیلی عجیب است! در اینجا وارد مطلب نمیشوم. إنشاءالله اگر توفیقِ خدا باشد، برای مرحله بعدی از مطالب میگذارد؛ که عالم عقل و عالم جهل چه عالمی است؟ نفوسی که از عالم عقل سرچشمه گرفتهاند[چه هستند]؟ نفوسی که آمیختهای هستند از عالم عقل و عالم ماده[چه میباشند]؟ و [اینکه] هر کدام [از عقل و ماده] در آنها بیشتر باشد، جنبۀ تمایل آنها به آن عالم بیشتر است. و مسائلی که برگشت به آن مطالب میکند. اینها خیلی بازیهای عمیقی دارد که برای رسیدن به آنها نیاز به فرصت و مطالب بیشتری است.
خلاصۀ مسئله: هرکسی در شاکلۀ خودش یک جور و یک قسم است و خصوصیّات نفسانی هر کسی متفاوت است. بعضی را نگاه میکنیم میبینیم تمایل آنها به بعضی از مطالب بیشتر است تا تمایلشان به بعضی از مطالب؛ بعضی را میبینیم تمایل آنها به ادراک مطالب علمی خیلی شدیدتر است و بعضی را میبینیم خیلی تمایل ندارند. نفس آنها آمادگی برای مطالب علمی ندارد، برای مسائل دیگری آمادگی دارد؛ بعضی را نگاه میکنیم میبینیم خیلی به مطالبی که در این دنیا میگذرد و صورت جالبی دارد تمایل ندارند، ولی برعکس به آن مطالب واقعی و حقیقی و آن معارف الهی آنقدر مشتاق و شائقاند که برای رسیدن به آنها، آنی از آنات را نمیگذارند به بطالت بگذرد.
شما ببینید افرادی که دور امیرالمؤمنین علیه السّلام بودند چه کسانی بودند! مگر ابنعباسها و کعبالاحبارها نبودند؟! مگر ابوهریره و ابودرداها نبودند؟! افرادی که خدمت پیغمبر اکرم میآمدند و میگفتند: «یا رسولالله حدِّثنی؛ برای ما از احکام بیان کن!» مگر اینها نبودند؟ اینها در دایره و جزو حواریین امیرالمؤمنین علیه السّلام نبودند! چه کسی [در آن دایره بود؟] میثم تمار بود که مردم به او میخندیدند؛ رُشَیدهجری بود که مردم به او میخندیدند؛ کمیل بن زیاد بود که خیلی به او توجه نمیکردند! اینها بودند.
