
تعبّد، تنها راه رسیدن به واقع و قرب پروردگار
خطرات مهلک علم بدون نیت خیر و بدون تعبد
اعتراض ملائکه نسبت به خلقت آدم، عدم جدایی بین عالم تکوین و تشریع، ارتباط اوامر و نواهی الهی با شاکلۀ افراد موضوعاتی است که حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی به بیان آنها میپردازند. ایشان با نقد دیدگاه کسانی که معتقدند ملائکه از آینده اطلاع ندارد، اعتراض ملائکه به خلقت آدم را ناشی از اطلاع وی از آینده وعدم اطلاع وی از اسرار نهفته در خلقت انسان میداند. حضرت استاد در ادامه صحبت با تأکید بر انطباق کامل اوامر تشریعی با عالم تکوین، شریعت را راه حقیقت معرفی کرده و بر ارتباط تنگاتنگ بین اوامر و نواهی پروردگار با شاکله و خصوصیات موجودات تأکید میورزند. همچنین ایشان تنها راه رسیدن به واقع و قرب پروردگار را تعبد و تحصیل رضای خداوند دانسته و با تاکید بر کماهمیت بودن مسائل اجتماعی نسبت به تعبدیات، لزوم احاطه بر نفوس و حالات افراد جهت دستور سلوکی دادن را مورد تأکید قرار میدهند. ایشان در پایان با اشاره به خطرات پیروی از هوای نفس، به خطرات مهلک علم بدون نیت خیر اشاره کرده و مصادیقی از این خطرات را جهت تنبه و بیداری افراد بیان میکنند.
تعبّد، تنها راه رسیدن به واقع و قرب پروردگار
توضیحات:
اعتراض ملائکه نسبت به خلقت آدم، عدم جدایی بین عالم تکوین و تشریع، ارتباط اوامر و نواهی الهی با شاکلۀ افراد موضوعاتی است که حضرت آیةاللّه سيد محمدمحسن حسینی طهرانی (قدّس سرّه)، در این سخنرانی به بیان آنها میپردازند. ایشان با نقد دیدگاه کسانی که معتقدند ملائکه از آینده اطلاع ندارد، اعتراض ملائکه به خلقت آدم را ناشی از اطلاع وی از آینده وعدم اطلاع وی از اسرار نهفته در خلقت انسان میداند. حضرت استاد در ادامه صحبت با تأکید بر انطباق کامل اوامر تشریعی با عالم تکوین، شریعت را راه حقیقت معرفی کرده و بر ارتباط تنگاتنگ بین اوامر و نواهی پروردگار با شاکله و خصوصیات موجودات تأکید میورزند. همچنین ایشان تنها راه رسیدن به واقع و قرب پروردگار را تعبد و تحصیل رضای خداوند دانسته و با تاکید بر کماهمیت بودن مسائل اجتماعی نسبت به تعبدیات، لزوم احاطه بر نفوس و حالات افراد جهت دستور سلوکی دادن را مورد تأکید قرار میدهند. ایشان در پایان با اشاره به خطرات پیروی از هوای نفس، به خطرات مهلک علم بدون نیت خیر اشاره کرده و مصادیقی از این خطرات را جهت تنبه و بیداری افراد بیان میکنند.
تعبّد، تنها راه رسیدن به واقع و قرب پروردگار
11بهخاطر اینکه اینها را مطالبی جُدا از تعبّدیات و مسائل واقعی و حقیقی میدانیم. اینها را مسائل روزمرّه تلقی میکنیم و خود را بر واقع اشرف و اعلا از شخص بزرگ و مراد و مرشد میپنداریم. ولی چون امثال اذکار و اوراد و عبادیات و تعبدیات برای ما رنگ و بو و ارزش عملی ندارد و چون اینها را مطالب پیشپاافتاده تلقی میکنیم، در این مسائل فکر نمیکنیم؛ درحالتیکه قسم به خدا مشکله و عقده1 و گرفتاری این اذکار و اوراد و خصوصیّاتی که برای تکتک افراد در نظر گرفته شده است، بهمراتب بیشتر از مسائل اجتماعی است!
لزوم احاطۀ استاد بر حالات افراد برای تجویز دستور سلوکی
احاطه و اطلاع بر جوانب و خصوصیّات ضمائر و نفوس که [بزرگان] تابهحال در این مقام بودهاند و صحبت میکردهاند، تمام اینها در این مسائل نقش دارد و رکنِ رکین و اُسّ و اساس تربیت شخص را تشکیل میدهد. مسئلۀ عمل و سیر الیالله مسئلهای عادی و دیکتهشده از قبل و به قول معروف یک مسئلۀ تنظیمشده نیست که هرکسی بر آن اساس این عمل را انجام دهد [و به او بگویند]: «این فرمول را بگیر و برو جلو!» نهخیر! [بلکه] تمام خصوصیّات نفسانیِ از الآن و قبل و تا سالهای آینده، و تا آن مقامی که این شخص باید به فعلیت برسد در نزد آن شخص دستوردهنده باید رعایت شود! از قبل، حالاتی که از هنگام تولد در این شخص وجود داشته تا آن حالاتی که به منتها میرسد، این شخص در نظر میگیرد، بعد میگوید: «این کار را انجام بده.».
ما خیلی از مرحله پرتیم! کجا مسائل اجتماعی اینطور است؟! هر آدمی که دو قدم راه رفته باشد و قدری اطلاع پیدا کرده باشد، از مسائل اجتماعی خبر دارد! این که چیزی نیست، این که مسئلهای نیست! آدمهای پیشپاافتاده میدانند بعد چه اتفاقی میافتد؛ میگویند: «این کار را نکن، آن کار را بکن.» این که چیزی نیست!
- عقده: گره. (محقق)
