معنای شریعت و تفاوت آن در هر امّتی
9[بنابراین] آنچه در این چند روز درصَدَدش بودیم ما را به اینجا میرسانَد که از نقطهنظرِ تطابق بین راه و شاکله، باید چنین حکمی در اُمم گذشته جعل شود و در امت پیغمبر نباید جعل شود.
افراد اُمم گذشته به شکل و خصوصیتی بودند که آن خصوصیت اقتضا میکرد آن حکم برایشان جعل شود. اگر آنها در همین زمان و در زمان رسالت پیغمبر اکرم بودند، بهواسطۀ نفس مقدّس پیغمبر اکرم بهنحوی موقعیت تغییر پیدا میکرد که باید این حکم پیغمبر را انجام میدادند.
بنابراین خصوصیّاتی که در اُمم گذشته هست، اقتضا میکند که هر امتی دارای حکم مختص به خود باشد. اگر بخواهد از آن حکم تخطّی کند و بگوید: «خدایا برای من دو رکعت نماز جعل کردی اما من الآن حال خوشی دارم و میخواهم چهار رکعت نماز بخوانم»، نهتنها این چهار رکعت نماز برای او نفع ندارد، بلکه حرام و باطل است و برای او ضرر دارد. منظور از ضرر، جهنم نیست، [بلکه] ضررِ نفسانی است؛ دو رکعت نماز، او را بهاندازۀ دو قدم از خدا دور میکند! این دوری بهصورت عقاب و عذاب در آن دنیا تجلّی میکند.
پس ما نمیتوانیم احکام امم گذشته را با خودمان قیاس کنیم؛ ما دارای این خصوصیّات هستیم و این حکم برای ماست، آنها دارای آن خصوصیّات هستند و آن حکم برای آنهاست. [همانطور] که ما در یک زمان واحد میبینیم بین افراد خود آن زمان هم در احکام الهی تفاوت وجود دارد؛ حضرت موسی یک حکم میکرد، حضرت خضر [هم] یک حکم میکرد و میگفت: «آن احکام برای تو (موسی) و امت توست؛ خدا جدا از دستورِ تو، به من دستوری داده و من باید بهطرف آن حرکت کنم. برای من عمل به یک نوع تکالیف واجب شده است و برای تو و امتت عمل به یک نوع تکالیف [دیگری] واجب شده است؛ نه من میتوانم به تو اعتراض کنم و نه تو میتوانی به من اعتراض کنی! اگر به من اعتراض کنی، راهمان جدا میشود. هم تو که میگویی: ”چرا سر این بچۀ بیگناه را میبُری؟!“ و هم من که دارم میبُرم، هر دو کار درستی انجام میدهیم.»1
- اشاره به آیات 65 ـ 82 از سورۀ کهف (18).

