جایگاه خاص وجودی همه موجودات و ارتباط آنها با خداوند
9بنابراین شخص موحد کسی است که علاوه بر اینکه مسائل ظاهر را تحت نظر قرار میدهد و احکامش را دقیق و منظّم بر ظاهر بار میکند، توجه به حقیقت امر و ارتباط و تأثیر و تأثّرِ پذیری تمام عالم موجودات را ـ که ناشی از اراده و اختیار خداست ـ هیچگاه فراموش نخواهد کرد؛ بلکه این دو قضیّه توأم با هم و در کنار هم برای او جلوه میکند.
از یک طرف [امیرالمؤمنین] به امام حسن مجتبی علیه السلام امر میکند:
یک ضربت بر من وارد کرد، شما هم حق داری یک ضربت بر او وارد کنی! او را مُثله نکن که پیغمبر اکرم فرمودند: ”مُثله نکنید و لو بالکَلبِ العَقور.“ تا وقتی که او را از بین نبردهاید، مواظب آب و غذای او باشید!
اینقدر در این امر مراعات و دقت میکند! برایش در آن حال شیر تجویز میکنند و میآورند، قبل از اینکه شیر را بخورد، میگوید: «این را برای آن اسیرتان ببرید!»1 کار اینقدر دقیق و ظریف و حساس است که صرف نظر از مسائل ظاهر، انگار تمامِ واقعیت، [همان] حق و حقیقت [و باطن] است و اصلاً ظاهری وجود ندارد! آنقدر حضرت در مقام عمل به تکلیف و بینش واقع، مماس با حقیقت و واقعیت است که اینگونه نسبت به این مسائل دقت میکند. از آنطرف میگوید:
غم مخور جانا که غمخوارت منم! *** [این جهان و آن جهان یارت منم]2 من همیگویم که چون مرگم ز توست *** با قضا من چون توانم حیله جُست؟!3 عناد معاندین نسبت به مولانا به علت نفهمیدن اشعار توحیدی
مواظب باشیم! نگوییم: «[صاحب] مثنوی دیوانه است! ایشان دارای اختلال است!» ای بیشعورها! ای نفهمها! [باید به] آنهایی که میگویند: «ایشان روحیاتش تفاوت کرده، در هروقتی یک حرف زده است؛ یکوقت بهخاطر بنگ و ترس و منگی و امثالذلک، از این مطالب گفته است، [ولی] وقتی که سرِ عقل و هوش و ذکا آمده، آنطور گفته است»، [گفته شود:] دیوانه شما هستید که چیزی سرتان نمیشود! [حضرت مولانا] دارد دو مقام و دو موقعیت را بیان میکند. از آنطرف میگوید:
- رجوع شود به نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص 422؛ بحار الأنوار، ج 42، ص 288 و 289.
- دیوان شیخ احمد جام، ص 265.
- مثنوی معنوی (آذریزدی)، دفتر اول، ص 170.

