اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جایگاه خاص وجودی همه موجودات و ارتباط آنها با خداوند

وحدت وجود و به‌هم‌پیوستگی عالم

14438
نسخه عربی

جایگاه خاص وجودی همه موجودات و ارتباط آنها با خداوند

15
  • در یکی از راه‌ها، حضرت نامه‌ای برای مردم کوفه می‌نویسد و به‌حسب ظاهر از جریانی که بر سر مسلم بن عقیل آورده‌اند خبر ندارد؛ [اهل کوفه را با عبارت] «برادران مؤمن و مسلمِ ما» و «آن کسانی که به ما ایمان دارند» خطاب می‌کند و می‌فرماید:

  • مِن الحسینِ بنِ علیٍّ إلیٰ إخوانِه من المُؤمِنینَ و المُسلِمینَ... أمّا بَعدُ فإنَّ کتابَ مسلمِ بنِ عقیلٍ جائَنی یُخبِرُ فیه بِحُسنِ رأیِکم و اجتماعِ مَلئِکم علیٰ نَصرِنا و الطّلبِ بحقِّنا... فإذا قَدِمَ علیکم رسولی فانکَمِشوا فی أمرِکم و جِدّوا فإنّی قادِمٌ علیکم فی أیّامی هذه.1

  • «نامه‌ای از طرف مسلم بن عقیل برای من آمده که شما مرا دعوت کرده‌اید و برای نصرت من اجتماع کرده‌اید. آن وقت حضرت خطاب می‌کند: «إلیٰ إخوانِه من المُؤمِنینَ» مومنین ما مسلمین ما آن کسانی که به ما ایمان دارند در این نامه شما خبر داده‌اید از اینکه رأی خودتان را جمع کرده‌اید و برای نصرت ما اقدام کرده‌اید. وقتی که رسول من می‌آید، امرتان را جمع کنید و جدیت کنید؛ من در این روزها به‌سمت شما حرکت می‌کنم.»

  • حالا این نامه را کی حضرت دارد می‌نویسد؟ حضرت وقتی این نامه را دارد می‌نویسد که مردم کوفه، مسلم ابن عقیل را از بین برده‌اند!

  • مگر خود حضرت در روز عاشورا وقتی که عرصه بر آن حضرت تنگ شده بود و اصحاب آن حضرت یکی پس از دیگری شهید شده بودند [با نامه‌هایی که مردم کوفه فرستاده بودند با آنها محاجّه نکرد]؟! حضرت دستور می‌دهد به آن رکابدار خود و می‌فرماید: «برو آن کیسه‌ای که من همۀ نامه‌ها را در آن گذاشته‌ام [بیاور].» حضرت همۀ نامه‌ها را جلوی این افراد می‌ریزد؛ یکی‌یکی صدا می‌زند: «ای شَبَث بن رِبعی، ای حَجّار بن ابحر! مگر شما مرا نخوانده‌اید؟! الآن نامه‌های شما پیش من است!»2 برای مردم خطبه می‌خواند، برای مردم صحبت می‌کند، برای مردم محاجّه می‌کند، بلکه یک نفر به این‌طرف بیاید! یک نفر! فلم یُجیبوه إلّا بِالسُّیوف!3 این کارها را انجام می‌دهد ولی در دل آنها تاثیر نمی‌گذارد. قضیه از این قرار است!

    1. الإرشاد، ج 2، ص 70؛ أنساب الأشراف، ج 3، ص 167؛ تاریخ الطّبری، ج 5، ص 395. با قدری اختلاف در مصادر.
    2. برگرفته از الإرشاد، ج 2، ص 80 و 98.
    3. بحار الأنوار، ج 44، ص 245، به نقل از الدّر الثّمین.