جایگاه خاص وجودی همه موجودات و ارتباط آنها با خداوند
11مدتها این فکر من را مشغول کرده بود تا اینکه یکوقت برای خلوت و عبادت و [اشتغال به] اذکار و اوراد، به مسجد خلوت و تاریکی رفته و در آنجا نشسته بودم؛ یکمرتبه پرده از جلوی چشم من کنار رفت و خداوند این قضیّه را برای من روشن کرد! تمام نظام عالم و تمام ذرات عالم را احساس کردم! نهتنها انسان و حیوان و ملائکه را، بلکه تمام موجودات را [احساس کردم]، تمام ذراتی که از تشکُّل آنها یک سنگ به وجود میآید را دیدم که اگر یک ذره از جای خود تکان بخورد، کل نظام هستی از بین میرود!
آنچنان نظم عجیبی در اینجا دیدم. قسم خورد که خدا را گواه میگیرم، اگر این مسئله یک لحظه بیشتر ادامه پیدا میکرد، من دیوانه شده بودم و اصلاً مغزم منفجر میشد! فقط یک لحظه به من نشان دادند؛ یک چیزی برق زد و رفت. بعد از آن از خاطرم رفت و تمام شد؛ فقط مبهماتی در ذهنم هست. میگفت:اگر یک لحظه این حالت بیشتر دوام پیدا میکرد دیوانه میشدم و از بین رفته بودم!
الان دارند تلسکوپی میسازند که با آن بتوانند ستارهها را ببینند، ببینید قضیه کجاست؟ دارند تلسکوپی میسازند که بتوانند با آن ستارهها را تماشا کنند
من اینطور خواندهام که میگویند: یک تلسکوپی ساختهاند که قبل از اینکه شخص بخواهد ستارهها را با آن ببیند و رصد کند و کهکشان را با آن تماشا کند، باید مدتی آمادگی ذهنی داشته باشد؛ اگر در لحظۀ اول بخواهد تماشا کند، دیوانه میشود! اول باید به او آمادگی بدهند تازه این یک عکس است که میبیند! مدتها به او آمادگی میدهند؛ چشم او را به مسائل مختلف و مسائل گوناگون و به اَشکالِ گوناگون عادت میدهند تا بتواند تلسکوپ را تماشا کند و ستاره را ببیند. آنوقت متوجه میشوید که حرف این آقا بیخود نبوده است! این چه جریانی است که در این عالم است؟!

