جایگاه خاص وجودی همه موجودات و ارتباط آنها با خداوند
10این که گویی این کنم یا آن کنم *** خود دلیل اختیار است ای صنم!1 این حرف را میزند از آن طرف میگوید:
من همیگویم که چون مرگم ز توست *** با قضا من چون توانم حیله جست؟! آلت حقی تو، فاعلْ دست حق *** چون زنم بر آلتِ حق طعن و دق؟2 میگوید: تو از یک طرف آلت حقی. اگر ارادۀ پروردگار نباشد، تو نمیتوانی کار انجام بدهی! باید اراده و مشیّت پروردگار تعلق بگیرد تا تو بتوانی شمشیر را فرود بیاوری. بر فرض تو اراده هم بکنی، تا آن شمشیرْ مأمور نباشد، نمیتواند فرق مرا بشکافد. بر فرض شمشیر هم مأمور باشد، تا فرق من این مأموریت را قبول نکند [شکافته نمیشود]. این شمشیر میگوید:
اگر تیغ عالم بجنبد ز جای *** نبُرَّد رگی تا نخواهد خدای مولانا دو موقعیت را بیان میکند:
موقعیت اول: موقعیت اختیار و جعل احکام شرعی در عالم ظاهر و عالم کون و فَساد است.
موقعیت دوم: باطن قضیّه است که ارتباط کل این نظام است با آن مقامِ هستی:
آلت حقی تو، فاعلْ دستِ حق *** چون زنم بر آلت حق طعن و دق؟! بنابراین تمام آنچه پروردگار متعال به اشیاء عنایت فرموده، براساس حکمت بالغۀ خود است که هر موجودی را مستقل و در جای خود قرار داده و ما هیچگونه اطلاعی از این استقرار و موضع دقیق نداریم.
حکایتی در رابطه با وحدت و ارتباط تمام عالم با یکدیگر
یکی از رفقا این قضیّه را برای خود من نقل کرد:
وقتی من به این موضوع پی برده بودم، گاهی به آن میاندیشیدم که آیا ممکن است فقط انسان در این عالم مطرح باشد و فلان موجود و شیء در خارج وجود نداشته باشد؟ بر فرض اگر این درخت و حیوان هم نباشند، [مسئلهای پیش نیاید]. آیا فقط خود ما در این جهان هستی مطرح هستیم یا اینکه یک ارتباط و هماهنگیای بین اشیا و موجودات هست که آنها هم باید باشند؟
- مثنوی معنوی (آذریزدی)، دفتر پنجم، ص 867.
- مثنوی معنوی (آذریزدی)، دفتر اول، ص 171.

