حقیقت تشریع
15لذا میبینیم در یک جا این دارو مؤثر واقع میشود، در یک جا مؤثر واقع نمیشود؛ در یک جا این قضیّه تأثیر میکند، در یک جا تأثیر نمیکند.
از سببسازیش من سوداییام *** وز سببسوزیش سوفسطاییام یک جا سبب میآورد، میگوید: «اگر این کار را انجام، دهی اینطور میشود»، [اما] یک جا همان کار را انجام میدهد [ولی] نمیشود!
از قضا سرکنگبین صفرا فزود *** [روغن بادام خشکی مینمود]1 سرکنگبین خودش دفعِ صفرا میکند اما در اینجا باید صفرا اضافه کند!
از سببسازیش من سوداییام *** وز سببسوزیش سوفسطاییام در سببسازیش سرگردان شدم *** وز سببسوزیش هم حیران شدم2 دیدهای خواهم سببسوراخکُن *** تا سبب را برکَنَم از بیخ و بُن3 حقیقت معنای تشریع: حسابرسی هر موجودی طبق ادراک او
بنابراین تشریع عبارت است از توقعی که خداوند متعال از هر موجودی دارد براساس دادههای به آن موجود؛ از حیوان یک توقع دارد، و از انسان توقعش متفاوت است.
در قرآن داریم: ﴿وَإِذَا ٱلۡوُحُوشُ حُشِرَتۡ﴾.4 در روایت [هم] داریم: اگر خروسی از دهان مرغی دانهای بهناحق بگیرد، در روز قیامت بهقدری میایستد تا جواب آن یک دانه را بدهد. باید براساس فهم و شعورش حسابرسی شود. نگوییم خروس است [و نمیفهمد! بلکه] میفهمد؛ منتها فهم او با فهم ما تفاوت میکند و این [تفاوت] اشکال ندارد.
ادراک تمام موجودات از ولایت امام معصوم
عجیب است که تمام موجودات، ولایت امام علیه السّلام را میدانند. آن [حیوان] در صفیرش میگوید: «اللَهمّ العَن مُبغِضی آل ِمُحَمَّد» اما ما مردم [نمیدانیم!] وقتی که خدا چشممان را ببندد همینطور است دیگر! ﴿خَتَمَ ٱللَهُ عَلَىٰ قُلُوبِهِمۡ وَعَلَىٰ سَمۡعِهِمۡ وَعَلَىٰٓ أَبۡصٰرِهِمۡ غِشٰوَةٞ﴾.5 وقتی [بر عقل و گوش وچشم] پرده بیفتد، انسان واقعیت را نمیبیند و امام خودش را نمیشناسد؛ کار به جایی میرسد که برای کشتن امامش هم حرکت میکند!
روضۀ ورود کاروان حضرت سیدالشهدا علیه السّلام به کربلا
یتقرَّبون إلی الله بدَمِه.6 کار به کجا میرسد که خون سیدالشهدا را میریزند و به خدا هم تقرب میجویند!
وقتی حر بن یزید ریاحی از کوفه حرکت کرد برای ممانعت از حرکت سیدالشهدا علیه السّلام و بستن راه حضرت، هاتفی به گوشش ندا داد: «أبشِر بالجَنَّة؛ بشارت باد تو را به بهشت!» او [با خود] گفت: «چطور است که من دارم برای جنگ با پسر پیغمبر میروم [ولی] به من بشارت بهشت میدهند؟!»7 [در] آن وقت خبر از آینده نداشت که چه قضایایی باید اتفاق بیفتد، چه مسائلی در حال تغییر است. نمیدانست که از این رو به آن رو و از این کیفیت به آن کیفیت خواهد شد!
- مثنوی معنوی (آذر یزدی)، دفتر اول، ص 7.
- مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر اول، ص 16.
- مثنوی معنوی (آذر یزدی)، دفتر پنجم، ص 798.
- سورۀ تکویر (81) آیۀ 5.
- سورۀ بقره (2) آیۀ 7. معادشناسی، ج 10، ص 265:
«خداوند بر دلهای آنان و بر گوش آنان مُهر زده است، و بر چشمهای آنان حجاب و پردهای است.» - الأمالی (شیخ صدوق)، ص ۴۶۲، با قدری اختلاف.
- الأمالی، شیخ صدوق، ص 154، با قدری اختلاف.

