حقیقت تشریع
13ادراک موجودات، منشأ تأثیر آنها در موجودات دیگر
لذا تمام اثراتی که خداوند متعال در اشیاء قرار داده است براساس شعور و ادراک آنهاست. دارویی که میخورید و برایتان مفید است، براساس شعور و ادراکی که خدا در آن قرار داده است در شما مؤثر است؛ اگر دارو مأمور به تأثیر نباشد، اگر بهجای یک قرص، یک مَنْ هم بخورید فایده ندارد. [اثر] میکروبی که قرار است ما را ایذاء کند و از بین ببرد، براساس مأموریتی است که خدا در او قرار داده است؛ اگر مأموریت بیاید، اثر میگذارد؛ اگر مأموریت نداشته باشد، صد سال [هم] در وجود ما بماند تأثیر نمیکند. تأثیر آهنی که به دست میگیرید و با آن جراحت وارد میکنید براساس مأموریتی است که در آن لحظه، خدا در او قرار داده است؛ و الاّ تاثیر نمیکند.
اولین شاهد تأثیر آگاهانۀ موجودات: نقش چاقو در ذبح حضرت اسماعیل
چرا همین آهنی که در دست حضرت ابراهیم علیه السّلام بود، هنگامی که مأمور به ذبح اسماعیل شد تاثیر نکرد؟! حضرت در خواب میبیند: ﴿إِنِّيٓ أَرَىٰ فِي ٱلۡمَنَامِ أَنِّيٓ أَذۡبَحُكَ﴾؛1 «[در خواب چنین دیدم که] دارم تو را ذبح میکنم!» بعد وقتی چاقو را بر گلوی حضرت اسماعیل میگذارد، میبیند تأثیر نمیکند؛ [چون] مأموریت ندارد! عصبانی میشود و چاقو را بر زمین میزند. چاقو به صدا درمیآید: «الخَلیلُ یَأمُرُنی و الجَلیلُ یَنهانی؛2 تو به من امر میکنی اما او دست من را گرفته و نمیگذارد انجام دهم!»
دومین شاهد تأثیر آگاهانۀ موجودات: شعور باد در عذاب قوم عاد
تمام آنچه در این عالم میگذرد براساس ادراک و شعور است. چرا بادی که خدا برای قوم عاد میفرستد، در سر راه خود شهر دیگر را از بین نمیبرد؟! مأمور است بیاید اینجا را از بین ببرد!
فرشتهای که وکیل است بر خزائن3 باد *** چه غم خورد که بمیرد چراغ پیرزنی؟!4 یکوقت منظور جناب خواجه از این حرف این است که فرشتگانی که موکّل بر بادند باید وظیفۀ خودشان را انجام دهند و کاری نداشته باشند که در حولوحوش قضیّه چه میگذرد؛ این حرف صحیحی است. ولی اگر منظور این است که فرشتهای که وکیل بر خزائن باد است و باد را میآورد تا قوم عاد را از بین ببرد، عیبی ندارد که زیر دست و پا و در حولوحوش، چراغ پیرزنی هم خاموش شود؛ این حرف صد در صد غلط است. اگر طوفان هم بیاید و مأمور به خاموش کردن چراغ پیرزن نباشد، چراغ پیرزن از بین نمیرود. ما برای این قضیّه، از خوارق عاداتی که انجام میگیرد، إلیماشاءالله شواهد داریم.
- سورۀ صافات (37) آیۀ 102.
- تفسیر منهج الصّادقین، ج 8، ص 7.
- خ.ل: خزانه.
- گلستان سعدی (ایزدپرست)، ص 240.

