أهمیت تسلیم و خلوص نیت در سیروسلوك
15دیشب داشتیم برمیگشتیم با دوستان میآمدیم گفت آقا یک قضیه عجیبی یکی از علما و آقایان قم همین اخیرا هم اتفاق افتاده. رفته منزل یکی از مراجع مهم آنجا روضه بوده. ـ این خیلی عجیب است من گفتم که [فیلمش] را برای من [بیاور] که من ببینم ـ بعد شروع کرده از محیالدین چه کردن و فلان کردن و طبق مرسوم دیگر ... باید این مجالس هم این مطالب در آن باشد، این حرفها باید در آن باشد! وقتیکه آن شخص پایین آمده ـ سید و مرد صالحی هم هست، عالم است الان هم در قم مدرس است از آقایان معروف است ـ میگفت من رفتم و آن مرجع هم داشت میشنید، به او بلند گفتم: آقا این حرفهایی که شما داری میزنی ربطی به محیالدین ندارد؟ این مربوط به آن قاضی فلان است و تازه اینجور هم نیست. نکته را ببینید ما به کجا رسیدیم در انحطاط و در تنزل! برمیدارد بلند میگوید: بنده هم میدانم این مربوط به محیالدین معروف نیست ولی عمداً رفتم بکوبمش. اِ اِ عجب! اینکه من هم میدانم. برای چه میروی بالای منبر؟ این منبر برای کیست؟ این برای پیغمبر است؟! چرا میروی بالای [منبر؟!].
یادم افتاد یک قضیهای از یک بنده خدا سخنرانیاش را سابق داشتم ـ از سخنرانهای معروف بود که فوت کرد، خیلی هم اعتقادات درستی نداشت، ولی این مطلبی که میگفت این درست بود ـ میگفت میآیند از کتابهای من در بالای منبر ایراد میگیرند. بعد میگفت که یکی از این خطبا رفته بالای منبر از من یک ایراد گرفته که ایشان در فلان صفحه فلان مطلب را نوشته. ـ این مطلب با این کلمه اشتباه چاپی بوده و در آخر کتاب هم نوشتند این اشتباه چاپی است درستش این است ـ در عین حال که این را دیده باز میرود بالای منبر میگوید این [فرد] این حرف را زده. عجب! یعنی اینطوری ما باید صحبت کنیم؟! اینطور باید تبلیغ کنیم؟ دنبال چه میگردیم؟ واقعاً چه به سر ما آمده؟ ما به چه قضیهای مبتلا شدیم که یک نفر که خودش را مبلغ میداند. بابا هزار تا حرف است قحط نیست، حالا چرا چسبیدی به دم همین این. این هم به این کیفیت و به این وضعیت. اینجاست که این مسئله شکل میگیرد.

