لزوم مراقبه جهت وصول به مقام فناء فی اللَه
12داستان معروفی است، ملاّی رومی میگوید: مجنون مریض شد و برایش اطبّاء آوردند و گفتند: «بایستی که رگ بزند و فصد کند تا اینکه [خوب شود].» آمدند و اطراف بسترش را گرفتند و رگزن هم آمد و آستینش را بالا زدند که رگ بزند، فصّاد تا خواست که نیشتر را به رگ مجنون بزند و هنوز نزده بود که آه و داد و بیداد و فغان کرد و گفت: «آی دردم آمد! آی دردم آمد! آخ، نزن، نزن!» مردم تعجّب کردند و گفتند: «چه شده است؟! تو هنوز نیشتر نخورده، فریاد میکنی؟! تو که مجنونی و تحمّلت خیلی زیاد است، مصائب وگرفتاریها داری، به درد عشق لیلی مبتلا هستی و زیر کوههای هِجر خُرد شدهای؛ از یک دانه نیشتر داری فرار میکنی؟!» گفت: «نه! من اینقدر بدنم طاقت نیشتر دارد که اگر شما آن را زیر ساطور هم قطعهقطعهاش کنید، من درد را حس نمیکنم؛ امّا میترسم از اینکه نیشتر را اینجا بزنید و نیشتر بر بازوی لیلی بخورد و بازوی او خون بیاید!»
ترسم ای فصّاد اگر فصدم کنی *** نیشتر را بر رگ لیلی زنی من کیام؟ لیلی و لیلی کیست؟ من! *** ما یکی روحیم اندر دو بدن1 این واقعیّت دارد و اینها در عشقهای مجازی مسلّماً هست و جای شکّ و شبهه نیست! در امور مادّی هم اینطور است؛ اگر من بخواهم از علم شیمی و اختلاف و امتزاج ادویه برای شما بیان کنم، آقای دکتر میفرماید: اینجا حقّ تو نیست! و یا اینکه مثلاً در طبیعیّات، در فیزیک، در امواج و در انوار داستانهایی است، و اصلاً عالم طبیعت روی این سنّت بوده است.
تأثیر محبّت در ایجاد معیّت و اتّحاد روحی
حال ببینیم در ارواح چه خبر است! پیغمبر در یک جملۀ مختصر فرمود: «المَرءُ مع مَن أحَبَّ، و له ما اکتَسَب.» امیرالمؤمنین راوی این روایت برای حارث بن أعوَر هَمْدانی است. (همِدان نگویید؛ هَمْدان قبیلهای از عرب است که بسیار قبیلۀ خوبی است و همۀ آنها مؤمن و شیعه هستند. حضرت میفرماید: «اگر من بوّاب بهشت بودم، میگفتم: تمام همْدان را بدون حساب داخل در بهشت کنید!»2 و همینطور هم خواهد بود؛ چون بوّاب بهشت کسی غیر از علی علیه السّلام نیست! این عبارت از امیرالمؤمنین است و همۀ آنها هم بیحساب داخل در بهشت میشوند.) حضرت به حارث بن أعور همْدانی میفرمایند:
- مثنوی معنوی، طبع میرخانی، دفتر پنجم، ص ٤٧٢.
- وقعة صفّین، ص ٤٣٧.

