أهمیت ادراك صحیح نسبت به حقیقت سیروسلوك
أهمیت ادراك صحیح نسبت به حقیقت سیروسلوك
8ایشان دأبشان در آن سالهای آخر به واسطه كسالتی كه داشتند این بود از هر ده جلسهای كه رفقا منزلشان میانداختند روضه یك روزش را میرفتند، مثلا ده جلسه منزل فلانی بود و فقط یك روزش را میرفتند. یك روز نمیدانم چه مسألهای بود كه ما صحبت میكردیم، سیره رسول خدا بود؟ چه بود؟ اتفاقا آن روز ایشان آمدند و در آن روضه شركت كردند، من مطلب را كشاندم كشاندم و برگرداندم به این قضیه، یعنی از آن بحث خودم تعمداً خارج شدم و آمدم و صریحاً جلوی ایشان ایشان نشسته بودند گفتم ولی خدایی كه حرفش را یك روز بزند و بعد برگرداند من این ولی خدا را قبول ندارم!! خیلی صریح گفتم. افرادی كه در آنجا بودند دیگر دیدند كه من جلوی ایشان دارم این حرف را میزنم چه جسارتی كردیم و چه جرأتی كردیم كه جلوی ایشان من دارم میگویم اگر یك روز ولی خدا بیاید یك حرفی را ... بله ممكن است یك وقت ولی خدا یك مطلبی را از روی ظاهر بگوید، یك فتوایی بدهد و بعد نسبت به آن نظرش برگردد، از این مطالب هست كه انشاللَه توضیح مفصلش در كتابی كه اگر دوستان و رفقا اگر همت كنند و مطالب را جمعآوری كنند راجع به حجیت فعل ولی خدا كه بنده یكی دو سال راجع به این قضیه در شبهای ماه مبارك [در تفسیر] دعای ابوحمزه صحبت میكردم، حالا آنها خب پیاده شده است. این بسیار كتاب مهم و حساسی خواهد بود، بسیار بسیار مهم و اگر خدا توفیق بدهد پاسخ خیلی از اشكالات در آنجا داده خواهد شد كه رفتار ولی خدا چگونه است؟ چند قسم است؟ هر قسمش جایش در كجاست؟ اقتضایش چیست؟ چه مسائلی را میطلبد؟ و خیلی مطالب دیگر. و امیدوارم كه بعد از این كتاب سیمای عاشورا كه الان در دست تالیف دارم، بتوانم به این قضیه اگر عمری باقی باشد و حیاتی باشد برسم. ما در آن جا این مسائل را عرض كردیم، خلاصه یك همچنین صحبتهایی مطرح بود، وقتی كه منزل آمدیم ایشان با همان عصا و قبا كه ایستاده بودند، با هم آمدیم در همان ایوان اندرونی، بعد رو كردند به من فرمودند" درویش دمت گرم!" گفتم كدام حرف را میگویید؟ گفتند خب آنهایی كه امروز گفتی! خب با ما ایشان شوخی داشتند و من بیش از بقیه با ایشان شوخی میكردم، خب شوخی كردند با ما دیگر و گفتند درویش دمت گرم.

