أهمیت ادراك صحیح نسبت به حقیقت سیروسلوك
أهمیت ادراك صحیح نسبت به حقیقت سیروسلوك
7ما تصورمان بر این بود، اینهایی كه در زمان آقا این مطالب را دارند به ما میگویند، اگر ایشان سرشان را بگذارد زمین چه خواهند گفت؟ یعنی این تعریفها، این تمجیدها حالا بگذریم چیزهای دیگر در مقابلش بود، آنها را كاری نداریم، خب مطالب خلافی كه بود ما اصلا به آنها توجهی نداشتیم.
حالا كسانی كه تعریف میكنند و تمجید میكنند، مدح میكنند، ثنا میكنند ...، آن زمان خیلی عجیب بود یعنی اصلا برنامه ما و زندگیمان تحت تاثیر این مطالب قرار میگرفت، هر كسی با زنش قهر میكرد خانه ما بود، هر كسی با شریكش دعوایش میشد خانه ما بود، خلاصه هر كسی گرفتاری پیدا میكرد، نمیدانم ساعت یك بعدازظهر، سه بعدازظهر، دو بعد از نصف شب ... آنجا بساط اینجوری بود. یك روز در ایام دهه آخر ماه صفر بود كه من مشهد آمده بودم (چون من به دستور ایشان به قم آمده بودم، و سه سال در قم بودیم كه ایشان به رحمت خدا رفتند، ولی هر سال ایشان به من میفرمودند كه برای ایام عاشورا و آخر ماه صفر جایی نرو، به كسی قول نده، بیا مشهد آنجا صحبت كن) و در آنجا صحبت كردم و راجع به مسائلی كه در دور و بر ایشان پیدا شده بود آن روز حرف زدم، همین مطالبی بود كه راجع به قضایای دكتر سروش بود. بعضی از افرادی كه از فضلا هم اتفاقا بودند و بعضیهایشان هم به رحمت خدا رفتند و خدا بیامرزدشان و آنها هم تحت تاثیر این حرفها قرار گرفته بودند و در آن موقع ما نسبت به این مطالب عكس العمل نشان میدادیم، خلاصه دور و بر ایشان هم از این حرفها بود كه ممكن است ولی خدا هم اشتباه بكند! یك حرفی بزند بعد هم از حرفش برگردد! پارسال یك چیزی بگوید و بعداً سال دیگر چیز دیگری بگوید! و از همین مطالب. یعنی همین حرفهایی كه ایشان میزدند. البته من پاسخ همه اینها را در همین كتاب افق وحی دادهام.

