أهمیت ادراك صحیح نسبت به حقیقت سیروسلوك
27برقرار میكند قلبت است، قلب است كه ارتباط دارد، نفس نه، نفس آن ادراك اولی است كه در آن همه چیز میتوانی بریزی، در صندوق را باز بكنی و نخود و لوبیا و عدس و پیاز را بریزی آن تو، ولی خب حالا میخواهی از این مرتبه عبور كنی، حالا اینها را بجوشانی، بپزی و طبخ كنی، او میرود سراغ قلب.
حضرت فرمودند ببینید این را به عنوان یك اصل ما همیشه باید در زندگیمان رعایت كنیم همیشه نگاه كن ببین نسبت به كاری كه داری میكنی ته قلبت مطمئن هستی یا نه، اطمأنت به النفس واطمأن به القلب، این مربوط به این است.
بعد برخلافش گناه چیست؟ كار نیك این است و گناه چیست؟ حضرت فرمودند والإثم ما حاك فی النفس وتردد فی القلب. میآید در نفس یك جولانی میدهد، و در قلب همینطور به حال تردید میماند، و شك همینطور میماند در حال تردید میماند. حالا گاهی اوقات ممكن است یك طرف برای انسان قطع پیدا بشود، ولی در اینجا همینطور در مرحله شك باقی میماند حضرت فرمودند اقدام نكن، پس همیشه كار نیك این است و كار خلاف آن است، كار بد كاری كه توام با شك باشد و انسان در نیكی آن شك بكند. روی این جهت دیگر خیلی مسائل روشن میشود برای انسان، خیلی كارها برای انسان باز میشود و مطالب حل میشود.
از آثار این قضیه و مطلبی كه خدمتتان عرض كردم این است كه همیشه انسان در حال راحتی است، در حال اطمینان است، اگر یك وقتی به یك نعمت ظاهری برسد باز این نعمت ظاهری را از خدا میداند، در او تاثیر نمیگذارد. وقتی كه سودی در یك معامله میكند امروز حاج آقا را یك خرده خندان میبینی و وقتی كه در یك معامله ضرر میكند: واللَه نمیدانیم چه شده! چند روزی است ... مدتی است كه خبری نیست و ... بابا بخند، این فرقی نكرده، آنكه قرار بوده بفرستد همان نفرستاده، حالا تو چرا ناراحت هستی؟ خدا كه باید بفرستد او ناراحت بشود، او ناراحت نیست او دارد میخندد، آن وقت تو داری اینجا ... ناراحتیاش برای تو باشد؟ اعصابت را خراب میكنی، خونت را كثیف میكنی، باید بروی قرص بخوری، قرص رقت خون بخوری و آسپرین بخوری و ... خب نكن، بگیر بخند قرص هم نخور، راحت باش.

