أهمیت ادراك صحیح نسبت به حقیقت سیروسلوك
25میگویند. اول نفس است، بعد از نفس، قلب است. اول مطالب در نفس نقش میبندد بعد آن حالت آرامشی كه برای انسان پیدا میشود آن را میگویند حالت تاكید و حالت تصدیق، آن را میگویند قلب. انسان وقتی كه در یك قضیهای فكر میكند و برایش اطمینان پیدا میشود كه نسبت به یكی از دو طرف انجام بدهد یا ندهد، آن را اطمینان قلبی میگویند، نه اطمینان نفسی. ممكن است یك شخصی از نظر نفسی مطمئن باشد ولی هنوز قلبش در اضطراب باشد، در تردید باشد ولی از نظر ظاهر میبیند غیر از این راهی نیست اینطوری به او گفتهاند و باید انجام بدهد، سوال كرده از یك بزرگتری گفته این را انجام بده، استفتاء كرده از یك جایی، یك دفتری، چیزی، گفتهاند برو این كار را بكن، ولی هنوز ته دلش [شك] است، میگوید بروم با فلانی هم یك مشورت بكنم! خب وقتی جواب را گفتند پس چرا میگویی بروم با فلانی ...؟ این برای همان است یعنی در قلب هنوز یقین پیدا نكردهای، اگر یقین پیدا بكنی دیگر چیزی [شكی] نیست.
سالها پیش یك نفر از دوستان آمده بود و یك گرفتاری خانوادگی داشت، میخواست قطع رابطه بكند با پدرخانمش، به خاطر حرفهایی كه او زده بود. خانم ایشان تماس گرفته بودبا یكی از دفاتر و طرف گفته بود اصلا باید قطع رابطه بكنی، این مرتد است، كافر است، نجس است، خانهاش دیگر نباید بروی!! (حالا نسبت به پدرش) فلان ... یا اللَه، چه شد؟!!
هر دو آنها یعنی هم زن و هم شوهر آمدند قمپیش بنده. تا به من جریان را گفتند من گفتم از همین جا كه میروی (به آن زن گفتم) میروی دست پدرت را میبوسی و میگویی غلط كردم هر چه راجع به شما گفتم، غلط كردم و مانند یك شیعه امیرالمومنین احترامش را نگه میداری و تمام. البته آن هم وقتی كه پدر شنیده بود كه فلان دفتر این حرف را زده دیگر هر چهقبلا میگفته ده تا هم گذاشته رویش، تا حالا به نمیدانم كی و كی میگفته دیگر سراغ امام زمان و پیغمبر و خدا هم رفته بود و خلاصه ترتیب آنها را هم داده بود. گفتیم حالا خوب شد؟ اینجوری با اعتقادات مردم ...

