أهمیت ادراك صحیح نسبت به حقیقت سیروسلوك
19داد كه رفتی و سرت را زدی و الان حج تو قبول شد، سجده كن! سجده كرد و شكر خدا را كرد و بعد نشستیم دیگر بگو و بخند و او بگو و ما هم بگو. خلاصه گفتم همه اینهامیدانی برای چیست؟ همه اینها برای این است كه تو حرف پدر من را انجام دادی. چون من نبودم، من یك واسطه بودم، این حرف من نیست، من یك واسطه هستم این امانت را در اینجا انجام دادم كه نیامدم مراعات حالت را بكنم، مراعات آن طرفت را كردم، خب گوش میدهی میدهی نمیدهی من دیگر تكلیفی ندارم، دیگر فردا نمیتوانی جلوی پدر من بیایی بایستی و بگویی من رفتم سراغ پسرت و به او گفتم ولی او مرا از این فیض محروم كرد و نگفت، دیگر نمیتوانی بگویی. پدر من فرموده كسی كه حلق نكند او هم كه یك آدم عادی نیست كه از روزنامه بردارد فتوا بدهد، نه آقاجان او فرق میكند، حسابش فرق میكند، كارش فرق میكند، افقش فرق میكند آثار حج در او پیدا نمیشود! گفتم تو اینجور بودی، اما همین الان به تو بگویم كه من یك عكس از پدرم در منا دارم، در آن عكس ایشان حلق كردهاند، پسر ایشان آن اخوی ما خدا حفظش كند، اخوی ما آسید علی انشاللَه خدا صحت و سلامتی به او بدهد و ایشان هم حلق كرده، دو سه نفر از دیگر هم حلق كردهاند ولی یك نفر پشت سر ایشان ایستاده كه حلق نكرده، آن هم میخواست همین كار تو را انجام بدهد، هان! نه اینكه نداند میداند، ولی از دست داد، از دست داد. گفتم عكسش را دارم كه اینها همه حلق كرده و در خیمه نشستهاند، فقط این یكی موهایش بلند است و معلوم بود حج انجام نداده. پیداست. توجه میكنید؟
گفتم سجده كن برای اینكه از یك جای دیگر تو را موفق كردند، از یك جای دیگر كنترل را زدند و این میل در تو افتاد، این فكر در تو افتادكه بیایی از من بپرسی، اینها همه برنامهریزی شده است، مسائل همه برنامهریزی شده است. اگر در آن موقع در همان یك ثانیه، فقط یك ثانیه با من برخورد نمیكرد، نه من او را میدیدم نه او من را میدید، یا اگر به او میگفتم ولی توفیق برایش پیدا نمیشد او نمیتوانست به این مسائل و به این فیض برسد. اصلا از چهرهاش پیدا بود اصلا این آن كسی كه ما در منا دیدیم نیست، آن كسی كه در راه دیدیم این مسئلهاش فرق میكند.

