أهمیت ادراك صحیح نسبت به حقیقت سیروسلوك
9ببینید خب حالا ما باید چه كنیم؟ آن چیزی كه همیشه مورد دغدغه من بوده كه یك روز خدمت رفقا عرض كنم گرچه خب همه میدانند الحمدلله، همه اهل اطلاع هستید، دیگر تابحال آنچه را كه باید بدانید از كتب و نوارها و صحبتهای مرحوم آقا به گوشتان رسیده است، آن این است كه ما همیشه توقع داریم، توقع داریم یك عملی كه انجام دادیم این عمل ما موجب یك نمود خارجی و یك تاثیر خارجی باشد، هیچ وقت نگاه نكردیم كه خود آن حالی كه در آن موقع داریم و آن عملی كه بر آن اساس انجام میدهیم این خودش از كجا آمده، این را از خود میبینیم، چون از خود میبینیم یك توقع داریم كه این عمل ما این موجب یك اثری در خارج باشد، در زندگی ما یك تاثیری بگذارد، در درآمد ما یك تاثیری بگذارد، در رفتار دوستان نسبت به ما یك اثری بگذارد، در ارتباط ما با دیگران تاثیر بگذارد در این مسائل، آرامشمان بیشتر بشود، دغدغه خاطرمان كمتر بشود، گرفتاریمان پایینتر بیاید، اینها چیزهایی است كه براساس آن حالی كه در آن موقع داریم این توقع را ما در آن موقع داریم. این یك اشتباه بسیار بزرگی است كه عرض كردم خود ما هم همین اشتباه را داشتیم، خود ما هم همین خطا را داشتیم و مهم هم نیست بالاخره انسان باید كم كم تفكراتش و راهش تغییر پیدا بكند، تصحیح پیدا بكند.
آن زمانی كه مرحوم آقا بودند، ما خیال میكردیم ایشان سرشان را كه زمین بگذارند، ارتباط رفقا با ما ده برابر خواهد شد، البته در آن سالهای آخر یك همچنین تفكری را بنده دیگر نداشتم. حتی یك دفعه به والده یك مطلبی را عرض كردم كه به گوش پدرمان رساند و پدرمان خیلی دعوایمان كرد كه اگر آسیدمحسن این رفیقها را نداشته باشد از كجا میخواهد گیر بیاورد و این حرفها و این غلطها چیست؟ و خلاصه تا توانستند به ما نواختند ولی خب بالاخره مطلب همان بود، یعنی همانی بود كه ما به والده عرض كرده بودیم و آن سالها دیگر مسائل فرق میكرد، یك چیزهایی من متوجه شده بودم ولی خب قبلش اینطور نبود. قبلش به این كیفیت نبود، به این نحوه نبود. خیلی عجیب بود، نحوه تربیتی مرحوم آقا نمیگذاشت درون كسی این مسائل رشد كند، یعنی ولو اینكه اگر یك حرف صحیحی هم میزد اما اگر ایشان احساس میكردند این حرف صحیح برای او یك اثر منفی در دلش ایجاد میكند، خلاصه خیلی روی خوش نشان نمیدادند. یك نحوه تربیتی واقعا خیلی مدبرانهو پختهای بود، خلاصه به ما رو نمیدادند، اول و اخر قضیه.

