أهمیت ادراك صحیح نسبت به حقیقت سیروسلوك
23آنچه كه همیشه برای انسان میماند آن محبت و عُلقه و جذبی است كه این راه برای انسان به وجود میآورد، این مسیر برای انسان به وجود میآورد. این راه برای انسان ایجاد میكند، آن میماند تا وقتی راه هست آن محبت و علاقه هست، وقتی راه هم نباشد خب پس هیچ چیز هم دیگر نیست، دیگری دلیلی بر این مسأله وجود ندارد.
لذا اینجاست كه همیشه انسان باید نگاه كند و ببیند كه قلبش نسبت به چه قضیهای روشن است و اطمینان دارد. خیلی افراد هستند فرض كنید كه در نامههایی كه میدهند و مسائلی كه سوال میكنند میگویند كه آقا ما فلان مطلب را میپرسیم و میخواهیم انجام بدهیم ولی ته قلبمان یك چیز دیگر میگوید، یك مطلب دیگر میگوید، خیلی اتفاق میافتد برای خود انسان یا از یك چیزی سوال میكنند یا از یك كسی سوال میكنند ولی میگویند آن ته قلبمان یك چیز دیگر است. یك روایت عجیبی است از پیغمبر اتفاقا در كتاب اهل سنت نقل شده این روایت، خیلی روایت عجیبی است، كه معروف به روایت استفتاء قلب است، یك شخصی میآید خدمت پیغمبر صلی اللَه علیه و آله و سلم و یك سوالی را میخواهد بكند. قبل ازاینكه آن شخص سوالش را بپرسد حضرت میگویند كه چه سوالی میخواهد بپرسد؟ حضرت فرمودند جئت لتسأل عن البر1، آمدی از كار خوب و نیك از من بپرسی، كه كار خوب به چه میگویند؟ خوب چیست؟ خوبی چیست؟ نیكی چیست؟ صلاح چیست؟ رستگاری و فلاح در چیست؟ آمدی از این بپرسی؟ گفت بلی یا رسول اللَه میخواستم این را سوال بكنم، معلوم میشود یك شخصی بود كه قابلیت این را داشته كه پیغمبر این جواب را به او بدهند بالاخره سوال نشان میدهد شخص را، ظرفیت شخص و فهم و ادراك و اینها را نشان میدهد. این قابلیت را داشت، حضرت فرمودند استفت قلبك، از قلب خودت استفتاء كن، سوال كن، رجوع به قلب خودت بكن، ببین قلبت چه میگوید؟
- ١- أتيت رسول الله صلى الله عليه و آله سلم فقال: جئت تسأل عن البر والإثم؟ قلت: نعم، قال: استفت قلبك، البر ما اطمأنت إليه النفس واطمأن إليه القلب والإثم ما حاك في النفس وتردد في الصدر وإن أفتاك الناس و أفتوك

