اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

أهمیت ادراك صحیح نسبت به حقیقت سیروسلوك

14841
نسخه عربی

أهمیت ادراك صحیح نسبت به حقیقت سیروسلوك

11
  •  حالا كسانی كه تعریف می‌كنند و تمجید می‌كنند، مدح می‌كنند، ثنا می‌كنند ...، آن زمان خیلی عجیب بود یعنی اصلا برنامه ما و زندگیمان تحت تاثیر این مطالب قرار می‌گرفت، هر كسی با زنش قهر می‌كرد خانه ما بود، هر كسی با شریكش دعوایش می‌شد خانه ما بود، خلاصه هر كسی گرفتاری پیدا می‌كرد، نمی‌دانم ساعت یك بعدازظهر، سه بعدازظهر، دو بعد از نصف شب ... آنجا بساط اینجوری بود. یك روز در ایام دهه آخر ماه صفر بود كه من مشهد آمده بودم (چون من به دستور ایشان به قم آمده بودم، و سه سال در قم بودیم كه ایشان به رحمت خدا رفتند، ولی هر سال ایشان به من می‌فرمودند كه برای ایام عاشورا و آخر ماه صفر جایی نرو، به كسی قول نده، بیا مشهد آنجا صحبت كن) و در آنجا صحبت كردم و راجع به مسائلی كه در دور و بر ایشان پیدا شده بود آن روز حرف زدم، همین مطالبی بود كه راجع به قضایای دكتر سروش بود. بعضی از افرادی كه از فضلا هم اتفاقا بودند و بعضی‌هایشان هم به رحمت خدا رفتند و خدا بیامرزدشان و آنها هم تحت تاثیر این حرفها قرار گرفته بودند و در آن موقع ما نسبت به این مطالب عكس العمل نشان می‌دادیم، خلاصه دور و بر ایشان هم از این حرفها بود كه ممكن است ولی خدا هم اشتباه بكند! یك حرفی بزند بعد هم از حرفش برگردد! پارسال یك چیزی بگوید و بعداً سال دیگر چیز دیگری بگوید! و از همین مطالب. یعنی همین حرفهایی كه ایشان می‌زدند. البته من پاسخ همه اینها را در همین كتاب افق وحی داده‌ام.

  •  ایشان دأب‌شان در آن سالهای آخر به واسطه كسالتی كه داشتند این بود از هر ده جلسه‌ای كه رفقا منزلشان می‌انداختند روضه یك روزش را می‌رفتند، مثلا ده جلسه منزل فلانی بود و فقط یك روزش را می‌رفتند. یك روز نمی‌دانم چه مسأله‌ای بود كه ما صحبت می‌كردیم، سیره رسول خدا بود؟ چه بود؟ اتفاقا آن روز ایشان آمدند و در آن روضه شركت كردند، من مطلب را كشاندم كشاندم و برگرداندم به این قضیه، یعنی از آن بحث خودم تعمداً خارج شدم و آمدم و صریحاً جلوی ایشان ایشان نشسته بودند گفتم ولی خدایی كه حرفش را یك روز بزند و بعد برگرداند من این ولی خدا را قبول ندارم!! خیلی صریح گفتم. افرادی كه در آنجا بودند دیگر دیدند كه من جلوی ایشان دارم این حرف را می‌زنم چه جسارتی كردیم و چه جرأتی كردیم كه جلوی ایشان من دارم می‌گویم اگر یك روز ولی خدا بیاید یك حرفی را ... بله ممكن است یك وقت ولی خدا یك مطلبی را از روی ظاهر بگوید، یك فتوایی بدهد و بعد نسبت به آن نظرش برگردد، از این مطالب هست كه انشاللَه توضیح مفصلش در كتابی كه اگر دوستان و رفقا اگر همت كنند و مطالب را جمع‌آوری كنند راجع به حجیت فعل ولی خدا كه بنده یكی دو سال راجع به این قضیه در شبهای ماه مبارك [در تفسیر] دعای ابوحمزه صحبت می‌كردم، حالا آنها